{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
دیدے ڪہ تنهـایے منو
از من گرفت
دل را ربود
دلبستن
از روے عذاب
باتو گناهـے سادہ بود
در لحظہ هـاے عمر تو
جایے براے من نبود
تڪرار بے رحم محال
دلدادنت افسانہ بود...!!!
.
.
ترانہ از
#محمد_اڪبرجانی(یزدان).
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۱)

..میدونم ڪہ حرفاتواسم عاقبتے داشتتو چشمام تو حرفامواسم دلهـر...

..گفتم ڪہ تنهـایے از اینبودن ڪنارت بهـترهـدلبستن از روے عذاب...

..این لحظہ بهـترهـوقتے نگاہ تواز من نمیگذرهـحتما ڪہ خواستنتا...

میان دریا و سلطنتᴮᵉᵗʷᵉᵉⁿ ᵗʰᵉ ˢᵉᵃ ᵃⁿᵈ ᵗʰᵉ ᵏⁱⁿᵍᵈᵒᵐگاهی برای رس...

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p16چشم های جونگکوک برای لحظه ای گشاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط