{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺷﺎﻧﻪ ات را دﯾﺮ آوردی ﺳﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮد

ﺷﺎﻧﻪ ات را دﯾﺮ آوردی ﺳﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮد

ﺧﺸﺖ ﺧﺸﺖ و آﺟﺮ آﺟﺮ ، ﭘﯿﮑﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮد

ﻣﻦ ﺑﻠﻮﻃﯽ ﭘﯿﺮ ﺑﻮدم ﭘﺎی ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﺑﻠﻨﺪ

ﻧﯿﻤﻢ آﺗﺶ ﺳﻮﺧﺖ ، ﻧﯿﻢ دﯾﮕﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮد

از ﻏﺰل ﻫﺎﯾﻢ ﻓﻘﻂ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮی ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺟﺎ

ﺑﯿﺖ ﻫﺎی روﺷﻦ و ﺷﻌﻠﻪ ورم را ﺑﺎد ﺑﺮد

ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﯿﻤﻪ ، ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺳﺎدﻩ ﺑﺴﺎز

دﯾﺮ ﮐﺮدی ﻧﯿﻤﻪ ی ﻋﺎﺷﻘﺘﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮد

ﺑﺎل ﮐﻮﺑﯿﺪم ﻗﻔﺲ را ﺑﺸﮑﻨﻢ ﻋﻤﺮم ﮔﺬﺷﺖ

وا ﻧﺸﺪ ﺑﺪﺗﺮ از آن ﺑﺎل و ﭘﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮد
دیدگاه ها (۳)

همه عمربرندارم سرازاین خمارمستی.ک هنوزمن نبودم ک تودردلم نشس...

حیف از نقش خیالی که توهم شده استفرش تا عرش لگد خورده ی مردم ...

دل من خسته شده، ناز کشیدن بلدی؟!روی لبخند غمش، ساز کشیدن بلد...

ﻋﺎﺷﻖ ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻣﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﻭ ﺍﻭ ﻗﻬﺮ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط