ﺷﺎﻧﻪ ات را دﯾﺮ آوردی ﺳﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮد

ﺷﺎﻧﻪ ات را دﯾﺮ آوردی ﺳﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮد

ﺧﺸﺖ ﺧﺸﺖ و آﺟﺮ آﺟﺮ ، ﭘﯿﮑﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮد

ﻣﻦ ﺑﻠﻮﻃﯽ ﭘﯿﺮ ﺑﻮدم ﭘﺎی ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﺑﻠﻨﺪ

ﻧﯿﻤﻢ آﺗﺶ ﺳﻮﺧﺖ ، ﻧﯿﻢ دﯾﮕﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮد

از ﻏﺰل ﻫﺎﯾﻢ ﻓﻘﻂ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮی ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺟﺎ

ﺑﯿﺖ ﻫﺎی روﺷﻦ و ﺷﻌﻠﻪ ورم را ﺑﺎد ﺑﺮد

ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﯿﻤﻪ ، ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺳﺎدﻩ ﺑﺴﺎز

دﯾﺮ ﮐﺮدی ﻧﯿﻤﻪ ی ﻋﺎﺷﻘﺘﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮد

ﺑﺎل ﮐﻮﺑﯿﺪم ﻗﻔﺲ را ﺑﺸﮑﻨﻢ ﻋﻤﺮم ﮔﺬﺷﺖ

وا ﻧﺸﺪ ﺑﺪﺗﺮ از آن ﺑﺎل و ﭘﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮد
دیدگاه ها (۳)

NHﺷﺎﻧﻪ ات را دﯾﺮ آوردی ﺳﺮم را ﺑﺎد ﺑﺮدﺧﺸﺖ ﺧﺸﺖ و آﺟﺮ آﺟﺮ ، ﭘﯿﮑ...

دختره اسم آی دیشو گذاشته جوجو!دو ساعت باهاش فک زدم آخر سر از...

ﻧﻤﯽ دوﻧﻢ ﭼﺮا دﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮاﺳﺖ زار ﺑﺰﻧﻢ...اون دﺧﺘﺮ اوﻟﯿﻦ ﺟﻨﺎزﻩ ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط