{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زلال شانه هایت

زلال شانه هایت
همچنانم عطش می دهد
در بستری که عشق
مجابش کرده است ...


احمد شاملو
دیدگاه ها (۱)

مپرس از من چرادر پیله ی مهر تو محبوسمکه عشق از پیله های مرده...

ﮔﺮچه ﺑﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﻦ ﺛﺎﻧﯿﻪﺍی ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﺳﺎﻋﺘﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻡ ﺧﻮ...

بند دل منبه لبخندهای تو بند استبرای دوست داشتنت اما لبخندهای...

هرچه صورتم راشستمباز ردتنهاییدر آیینه بود !

‌کار دیگری نداریممن و خورشید...برای دوست داشتنتبیدار می‌شویم...

کاش تکه ابری بودم می باریدم روی سرت می باریدم روی شانه هایت ...

امشب...شانہ‌‌هایت مرا می‌خواند ڪجایی؟💙

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط