{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بالاخره بعد مدت ها ساعت من اومدم خونه آخرین باری

بالاخره بعد مدت ها ساعت ۱۴:۳۰ من اومدم خونه... آخرین باری که این ساعت خونه باشم و ناهار رسیده باشم یادم نیست!

پ‌ن: تولد یکی از بچه‌ها رو جشن گرفتیم نیم ساعتی از کلاس روانشناسی رو پیچوندیم... حسابی سورپرایز شد ، نتیجه ی هفته برنامه ریزی برای این کار!

#دانشگاه
#تولد
دیدگاه ها (۸)

امیدوارم لیاقت عشق و دوستی تو رو داشته باشم عزیز دل من ، «اب...

16 دی بود فکر کنم که ذوق زده از شروع فصل جدید پست گذاشتم اما...

همه چیز اون چیزی نیست که می‌بینی مثل خود منهنوز نتونستم خستگ...

خستگی مشکلی نیست نه تا وقتی که بتونی خوش بگذرونی و از لحظه‌ت...

in your eyes

طراح عشق

تتو آرتیست من [part⁵]*کوک ویو*ساعت ۶ صبح از خواب بیدار شدم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط