{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم  که مرو  بر در این خانه  سراب است

گفتم  که مرو  بر در این خانه  سراب است
ازریشه وبُن ،کوچه وپس کوچه خراب است
اینجا گذرِ   عشق به   بازیچه   گرفتند  
یک کوره دهی  دور  زدنیا  لبِ آب است       
بخل  و حسد و کینه و  نیرنگ ز هر سوی       
از بازی این قوم جهان در تب وتاب است      
من  دست کشیدم زِهمه عالمِ   ایشان
بازیچه مشوعالم خوابیده به خواب است
از خوابِ  گران خیز و به شادی نظر افکن
با گریه ی  تو سفره پر ازسیخِ کباب است
دیدگاه ها (۳)

ندارم  ناله  تا  از   دل بر آرمیکی مُرغِ چمن گم گشته یارمندا...

یک عمر گذشتی ز دل ما به چه قیمت شد بی تو دلم خسته و تنها به ...

سال ها بلبل زبانی کرده امبا وجودم نغمه خوانی کرده امسال ها ب...

آخرین دیدار بابا با نگاهی خوب نیستروزگار دخترت با این سیاهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط