{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Rz prpr ³⁵

Rz prpr ³⁵
ویو یونگی

همه چی آماده بود ولی نمیدونستم چجوری به کوک و جیمین بگم قرارع از کره بریم

تو همین فکر ها بودم که گوشیم زنگ خورد با دیدن اسم جیمین رو صفحه لبخند به لبم اومد

یونگی: جانم خوشگلم؟

جیمین: همین الان بیا خونه ....

صدای ترسیدش قلبمو لرزوند

یونگی: الو‌..جیمینن

گوشی قطع شده بود

با سرعت سوار ماشین شدم و سمت خونه گاز دادم

سریع وارد خونه شدم که چراغا روشن شد و کوک و جیمین با لبخند سمتم اومدن

لبخند زدم و جیمین رو محکم بغل کردم و ریز زیر گوشش رو بوسیدم

که قهقهه کوک بلند شد

کوک: دزدکی یه کارایی میکنی یونگیا

خندیدم و کوک رو هم بغل کردم

ویو راوی

همه سر میز شام نشسته بودند جیمین و یونگی کنار هم

یونگی: یه چیزی هست که باید بهتون بگم راستش....

حرفش با صدای زنگ قطع شد

جیمین: نگاهی به صفحه گوشیش انداخت با دیدن اسم تهیونگ سایلنت کرد

یونگی: کی بود جیمین؟

جیمین: شخص مهمی نبود بعدا بهش زنگ میزنم

کوک: یونگی میخواستی یه چیزی بگی؟

یونگی: راستش بلیط گرفتم قراره فردا صبح همه بریم پاریس برای همیشه

کوک و جیمین مات شدن و با چهره سوالی بهم نگاه کردن

کوک: ولی داداش تو که همه کارات تو سئوله

یونگی: نمیخوام شغل من به تو و جیمین آسیب بزنه همه کارا رو سپردم به هوپی دیگه نمیخوام با کار خلاف به خانواده ارزشمندم آسیب برسه

و بعد آروم دست جیمین رو گرفت و گفت: و اینکه جیمین مطمئن باش من قاتل مادرت نبودم اون جاسوس که مادرت رو به قتل رسوند از باند پدرت بود که ماموریتش این بود که منتظر تهیونگ بمونه و وقتی تهیونگ اومد بگه من از طرف یونگی اومدم

جیمین بغضش ترکید و تو بغل یونگی رفت

چند لحظه بعد جیمین آروم و بی صدا به بالکن رفت و به تهیونگ زنگ زد

تهیونگ: جیمینن معلوم هست کدوم گورییییی (داد)

جیمین: هیچی نگو تهیونگ فقط گوش کن اشتباه بزرگی کردی کوک واقعا عاشقت بود و رفتنت داغونش کرد امیلی یه خیانت کاره که برای سواستفاده بهت نزدیک شد و از همه مهمتر یونگی مادر مون رو نکشته پدر مون کشته من عاشق یونگی شدم و دارم باهاش از کره خارج میشم کوک رو هم می‌بریم دیگه همه چیز بینمون تموم شد خدافظ

نویسنده: باید بگم که خیلی از دستتون ناراحتم حمایتا واقعا کم شده و پارت بعد پارت آخر این رمانه

شرایط: ۲۳لایک ۱۳کامنت
دیدگاه ها (۱۸)

تهکوکمم🥹🥹

مبارک دیگران باشی❤️‍🩹

Rz prpr ³⁴یونگی: باورم نمیشه این بچه این همه دراما رو پشت سر...

« قلدر عاشق»« پارت پنجم »تهیونگ حرف های یونگی رو به کوک گفت ...

Rz prpr ²⁸ویو یونگی یونگی: باشه الان میام جیهوپ: زودد اماده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط