{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پات ۹

پات ۹
تهیونگ ات رو بلند کرد برد توی حال گذاشتش رو مبل
تهیونگ: بشین اینجا تا برات صبحانه بیارم
ات: باسه( لحن بچگونه چسی😅)
تهیونگ: اخ( دستشو روی قلبش میزاره )
ات:هعهعههعع( خنده کوچولو)
تهیونگ و ات صبحانه خوردن
تهیونگ تو اتاق مشغول کارهاش بود و ات هم تو حال داشت فیلم میدیدم که از کمپانی به تهیونگ زنگ زدن
کمپانی(+)
تهیونگ: الو؟
+ سلام جناب کیم خوبین؟
تهیونگ : سلام ممنون
+ جناب امشب توی رستوران:( اسم یک کلاب مهمونی رو میگه اکثرا همه اونجا مست هستن و میرن برای خوشگذرونی) دعوت هستین
تهیونگ: اهان باشه حتماً
ات: تهیونگگگگگگگگگ ( جیغ)
تهیونگ: بلههههههه ( دوید رفت سمت ات دید نشسته گوشه مبل کل صورتش اشکه با هر پلکش یه اشک میومد)
تهیونگ: جونم چیشده عزیزم؟ چی دیدی؟ چرا گریه میکنی؟ چیکار کنم؟
ات: ته ته سه تا سوسوک اونجاس
تهیونگ رفت سمت ات
تهیونگ: عزیز دلم داری برای سوسک گریه میکنه؟
ات: ته هع یونگ من فوبیای حشره دارم این سوسکه اومده بود رو گردنم ترسیدم اگه جیغ بزنم بپره هیچی نگفتم رفت ولی میشه الان بکشیشون؟
( همشو با گریه گفت)


خب دیگه بسه پارت بعد 😅
راستی بچه ها پست قبلی نه قبلی رو ببینید نظر بدید 😘

شرط:لایک ۱۰
دیدگاه ها (۱۰)

.......//برده ی زیبا//.......

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

رمان تهکوک

رمان تهکوک

جادویی به نام عشق

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

#ازدواج_اجباری P14خبری که باعث میشد کیم غوغا به پا کنه🥲بعد ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط