!!! تونمی دانی که من باچه عشقی زنانگی ام رابه کار انداختم
!!! تونمی دانی که من باچه عشقی زنانگی ام رابه کار انداختم وصبح یکی دوساعت زودتربیدارشدم وبرای دوتاییمان ناهار درست کردم وآوردم دانشگاه ....
وتوسرظهرغیبت زدوبعدهم که برگشتی ناهارت رابارفقا خورده بودی وشانه بالا انداختی که چه فرقی میکندمگه؟مارفته بودیم استادیوم فوتبال ببینیم بعد آن روز ،من عشق زنانه ام را لای نان وبرنج پیچیدم وپرتش کردم لای آشغال ها؛که گم وگورشدودیگرتوی هیچ غذایی نریختم وغذاهایم دیگردونفره نشد،که واقعا هم فرقی نکندکه باهم غذابخوریم یانه،که غذاهایم دیگرمزه ی خاصی ندهند.
تونمی دانی که ازآن به بعدمن چقدراز زنانگی هایم راازتوپنهان کردم،که باتوبودن،چه مردی ازمن ساخت...بی تفاوتی بد دردی است وضمنا خوب دردی هم می تواندباشدبعضی وقت ها...!!
˙
وتوسرظهرغیبت زدوبعدهم که برگشتی ناهارت رابارفقا خورده بودی وشانه بالا انداختی که چه فرقی میکندمگه؟مارفته بودیم استادیوم فوتبال ببینیم بعد آن روز ،من عشق زنانه ام را لای نان وبرنج پیچیدم وپرتش کردم لای آشغال ها؛که گم وگورشدودیگرتوی هیچ غذایی نریختم وغذاهایم دیگردونفره نشد،که واقعا هم فرقی نکندکه باهم غذابخوریم یانه،که غذاهایم دیگرمزه ی خاصی ندهند.
تونمی دانی که ازآن به بعدمن چقدراز زنانگی هایم راازتوپنهان کردم،که باتوبودن،چه مردی ازمن ساخت...بی تفاوتی بد دردی است وضمنا خوب دردی هم می تواندباشدبعضی وقت ها...!!
˙
- ۲۲۵
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط