{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار که درحسرت دیدار بمیرم

بگذار که درحسرت دیدار بمیرم
درحسرت دیدار تو بگذار بمیرم
دشوار بود مردن و روی تو ندیدن
بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم
بگذار که چون ناله ی مرغان شباهنگ
در وحشت و اندوه شب تار بمیرم
بگذارکه چون شمع کنم پیکر خود آب
در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم
می میرم از این درد که جان دگرم نیست
تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم
تا بوده ام، ای دوست، وفادار تو بودم
بگذار بدانگونه وفادار.... بمیرم .....
دیدگاه ها (۳)

شاید اگه بشه خوب میشه مگه نه

کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارن...

فی لیلةحزینه مسکت قلمی لأخط همی وأحزانی فإذابقلمی یسقط منی و...

ریشه دار باش …ریـــشه ی تو ، فـــــهم توست ،یک سنگ به اندازه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط