{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دامانم پر از چین و چروک روزهای رفته است

دامانم پر از چین و چروک روزهای رفته است
و تارهای سفید میان موهایم
روزهای دوری ات را چوب خط می زنند
مقابل آینه می روم
رنگ شرابی را روی گیسوانم می کشم
همه تارهای مویم یکدست می شوند
در نور می درخشند
و من
رنگ بنفش و قرمز لابلای موهایم را دوست دارم
سراغ لباسهایم می روم
شلوار جین می پوشم
با شال سفید
مانتوی مشکی
از خانه بیرون می زنم
و دامن چروکیده را میان راه
به زباله ها می سپارم
...
آفتاب امروز زیباتر می تابد ... ..
دیدگاه ها (۱)

بعضی درها اگر باز شوند همه چیز تغییر می کند

هرگز آن روز را که مادرم مجبورم کرد به جشن تولد دوستم بروم، ف...

عطر خوش یک دختر معصوم می آید در ازدحام گنبد و کاشی از سرزمین...

کاش کسی می آمدومرا به اندازه ی عطر پرنده دوست می داشت...به ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط