{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم تنهايي

غم تنهايي

در سرم آه به جز عشق تو رويايي نيست
بي تو امروز گذشت از من و فردايي نيست

آسمان باش ، به آغوش تو پر خواهم زد
از زميني كه در آن جز غم تنهايي نيست

آخ بايد به جهنم ببرند آدم را
از بهشتي كه در آن بوسه ی حوايي نيست!

عاقبت با غزلي از تَهِ دل خواهم گفت
دوستت دارم و اين مايه ي رسوايي نيست

دل به درياي تو خواهم زد و جان خواهم داد
گرچه در عمق دلِ سنگ تو دريايي نيست

🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
دیدگاه ها (۰)

اسم: آوایِ عشق در پسِ سکوتپارت سوم«پایانی» شش ماه بعد. خانه‌...

#oneshatبا نگاهی سرد و کمی اخم آلود از دفتر کنفرانس بیرون آم...

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط