زخم عمیق
𝓭𝓮𝓮𝓹 𝔀𝓸𝓾𝓷𝓭🖤
زخم عمیق 💣
پارت هشتم=ویو جنی🦦
فردا صبح که بیدار شدم دوش گرفتم و گذاشتم موهایم با گرمای تابستانی خشک شود آرایش کمی کردم و به سمت پنجره رفتم تا قهوه بخورم وقتی قهوه ام را خوردم به سرعت لباس هایم را عوض کردم و به سمت کتابفروشی رفتم. در کتابفروشی آهنگ Golden brown پلی بود. پیامکی به گوشی جنی آمد
_فردا کافه میبینمت
ویو ته🦦
+سلام ته
_سلام خوبی
+بد نیستم
همان لحظه به گوشی جنی زنگ زده شد
@ سلام خانم کیم جنی
+بله
@ مادرتون بیمار شده و به بخش منتقل شده هرچه زودتر خودتون رو برسونین
+الان میام!!
+ته باید برم(بغض)
زخم عمیق 💣
پارت هشتم=ویو جنی🦦
فردا صبح که بیدار شدم دوش گرفتم و گذاشتم موهایم با گرمای تابستانی خشک شود آرایش کمی کردم و به سمت پنجره رفتم تا قهوه بخورم وقتی قهوه ام را خوردم به سرعت لباس هایم را عوض کردم و به سمت کتابفروشی رفتم. در کتابفروشی آهنگ Golden brown پلی بود. پیامکی به گوشی جنی آمد
_فردا کافه میبینمت
ویو ته🦦
+سلام ته
_سلام خوبی
+بد نیستم
همان لحظه به گوشی جنی زنگ زده شد
@ سلام خانم کیم جنی
+بله
@ مادرتون بیمار شده و به بخش منتقل شده هرچه زودتر خودتون رو برسونین
+الان میام!!
+ته باید برم(بغض)
- ۲۰۴
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط