{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۸
ویو رونا:رفتم بیرون تنقلات بگیرم دیدم که گوشیم زنگ خورد
دیدم تهیونگه
(مکالمه بین تهیونگ و رونا)
رونا:سلام تهیونگ شی

تهیونگ:سلام رونا خوبی؟

رونا:خوبم مرسی چه خبر چیشد که من یادت افتادم

تهیونگ:بی معرفت یادم هستی وقت ندارم یکی مثل من که تو خونه هست

رونا:اره ولی تو دست رو زنت بلند نمیکنی

تهیونگ:از کوک خبر داری

رونا:چرا باید خبر داشته باشم وقتی که براش مهم نیستم

تهیونگ:از کجا میدونی؟؟

رونا:اگه مهم بودم براش بهم زنگ میزد چهار روز گذشته ولی حتی تماس نگرفته یا پیام نداده از این واضح تر؟

تهیونگ:اون کل شهر رو زیر و رو کرد

رونا:نکرده اونوقت پیدام میکرد

تهیونگ:حتی تو شرایط بد هم حاضر جوابی میکنی

رونا:شرایط بد؟چیشده؟؟

تهیونگ:برو خودت ببین زنش نیستم که

رونا:دوستش که هستی چیشده

تهیونگ فقط میدونم چند روزی از خونه نیومده بیرون خودت برو ببین وقتی نمیذاره برم داخل خونه از کجا بدونم


رونا:هر چی هم باشه به خاطر من نیس

تهیونگ:به خاطر توعه

رونا:کو نمی بینم چیکار کرده حتما قراردادی چیزی به خوبی پیش نرفته

تهیونگ:خیال پردازی نکن

رونا:حتی اگه خیال پردازی باشه ادامه میدم

تهیونگ:پوففف حرفی برای گفتن نیس پس فعلا

رونا:فعلا

ظهر بود با فکر این که جیهوپ ناهار درست کرده رفتم خونه رمز در رو زدم در رو باز کردم دیدم که.......
خماریییییی😌👌🏻
دیدگاه ها (۱)

پارت۷جیهوپ:بذار قدر تو رو بدونه به خودش زحمت بده دنبالت بگرد...

پارت ۶رونا:کیه؟جیهوپ:جونگکوکهمکالمه جیهوپ و کوککوک:سلام هیون...

جرعت یا حقیقت!

پارت۷جیهوپ:بذار قدر تو رو بدونه به خودش زحمت بده دنبالت بگرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط