خار خندید و ب گل گفت سلام،و جوابی نشنید
خار خندید و ب گل گفت سلام،و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت؛
ساعتی چند گذشت گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی نزدیک امد،گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک ان خار در ان دست خلید و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید؛گل صمیمانه ب او گفت سلام....
گل اگر خار نداشت…اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود…
دل اگر بیغم بود
زندگی_عشق_اسارت_قهر و اشتی
همه بیمعنا بود
خار رنجید ولی هیچ نگفت؛
ساعتی چند گذشت گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی نزدیک امد،گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک ان خار در ان دست خلید و گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید؛گل صمیمانه ب او گفت سلام....
گل اگر خار نداشت…اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود…
دل اگر بیغم بود
زندگی_عشق_اسارت_قهر و اشتی
همه بیمعنا بود
- ۴.۸k
- ۰۲ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط