اپدیت اوسی اصلیم اکوما از چهره گرفته تا بیو
اپدیت اوسی اصلیم اکوما از چهره گرفته تا بیو:
اسم: کائوری (به معنی بافت عطر)
فامیلی: ندارد *یتیمه
سن: 14
قد: 163
وزن: 46
تایپ: ENFP
نوع: نیمه خرگوش، نیمه انسان
اصلیت: کشور ژاپن
بهترین دوست: کاترین
تولد: 30 خرداد (*مثل منه)
کاپل؟؟ سینگل *چون از رابطه داشتن خوشش نمیاد و ترجیع میده فقط با پسرا دوست باشه همین*
وضعیت: یه برادر بزرگ تر به اسم شینجی داره
اخلاق: بسیار پر انرژی، تقریبا قدرتمند، از درون شکسته ولی از بیرون قویه، سعی میکنه همه رو راضی نگه داره، کائوری به حرف هایی که میزنی دقت نمی کنه اون به حرف های قلبت که بیاتش نکردی دقت میکنه. همیشه ی خدا یه لبخند رو لباشه
علایق: برادرش، عزیزانش مثل کاترین، کتاب خوندن، حرف زدن، خوابیدن، خوراکی خوردن، بغل کردن، درس خوندن، آشپزی کردن، تمام حیوانات به غیر از کرم ها و موجودات این گونه.....
تنفرات: تمیز کردن خونه، کسایی که به دیگران بدی میکنن، مشروب، الکل و سیگار و چیز هایی مثل این، مسخره کردن، تهمت، باختن، تقلب، پشت سر گویی، قلدری، قتل، روز تولدش
گذشته (*به صورت خلاصه):
کائوری و شینجی پدری نداشتند و روزی که مادرشان کائوری رو به دنیا آورد فوت کرد و چون وضعیت مالی خوبی نداشتن آنها رو به یتیم خونه بردند. در آنجا کائوری هرچی بزرگتر میشد بیشتر سرد و بی احساس رفتار میکرد و حرف نمیزد. به طوری که کسی باهاش دوست نمیشد. ولی کسی بود که کائوری باهاش مهربون بود و حرف میزد اونم برادر بزرگترش شینجی بود. کائوری خیلی به برادرش وابسته بود به طوری که هیچوقت ازش دور نمیشد و همیشه پشت سرش راه میوفتاد.
ولی روزی متوجه میشه که برادرش یعنی شینجی دارد
او را ترک میکند درحالی که دست در دست یک زن گرگ نمای غریبه به راه افتاده. همچنین یک مرد گرگ نما هم در کنارشان هست.
اکوما با سرعت به سمت برادرش می دوید ولی بهش نمی رسید پس داد زد:
شینجی!
شینجی با شنیدن این صدا از پشت نگاهی به کائوری میندازد و با صدای بلند میگوید:
کائوری بهت قول میدم برمیگردم دنبالت! منتظرم بمون!
بعد از اون روز سال ها گذشت ولی شینجی برنگشت و کائوری از یتیم خونه به شهر رفت تا زندگی جدیدی را شروع کند ولی او دیگر مثل ساکت و گوشه گیر نیست.
اسم: کائوری (به معنی بافت عطر)
فامیلی: ندارد *یتیمه
سن: 14
قد: 163
وزن: 46
تایپ: ENFP
نوع: نیمه خرگوش، نیمه انسان
اصلیت: کشور ژاپن
بهترین دوست: کاترین
تولد: 30 خرداد (*مثل منه)
کاپل؟؟ سینگل *چون از رابطه داشتن خوشش نمیاد و ترجیع میده فقط با پسرا دوست باشه همین*
وضعیت: یه برادر بزرگ تر به اسم شینجی داره
اخلاق: بسیار پر انرژی، تقریبا قدرتمند، از درون شکسته ولی از بیرون قویه، سعی میکنه همه رو راضی نگه داره، کائوری به حرف هایی که میزنی دقت نمی کنه اون به حرف های قلبت که بیاتش نکردی دقت میکنه. همیشه ی خدا یه لبخند رو لباشه
علایق: برادرش، عزیزانش مثل کاترین، کتاب خوندن، حرف زدن، خوابیدن، خوراکی خوردن، بغل کردن، درس خوندن، آشپزی کردن، تمام حیوانات به غیر از کرم ها و موجودات این گونه.....
تنفرات: تمیز کردن خونه، کسایی که به دیگران بدی میکنن، مشروب، الکل و سیگار و چیز هایی مثل این، مسخره کردن، تهمت، باختن، تقلب، پشت سر گویی، قلدری، قتل، روز تولدش
گذشته (*به صورت خلاصه):
کائوری و شینجی پدری نداشتند و روزی که مادرشان کائوری رو به دنیا آورد فوت کرد و چون وضعیت مالی خوبی نداشتن آنها رو به یتیم خونه بردند. در آنجا کائوری هرچی بزرگتر میشد بیشتر سرد و بی احساس رفتار میکرد و حرف نمیزد. به طوری که کسی باهاش دوست نمیشد. ولی کسی بود که کائوری باهاش مهربون بود و حرف میزد اونم برادر بزرگترش شینجی بود. کائوری خیلی به برادرش وابسته بود به طوری که هیچوقت ازش دور نمیشد و همیشه پشت سرش راه میوفتاد.
ولی روزی متوجه میشه که برادرش یعنی شینجی دارد
او را ترک میکند درحالی که دست در دست یک زن گرگ نمای غریبه به راه افتاده. همچنین یک مرد گرگ نما هم در کنارشان هست.
اکوما با سرعت به سمت برادرش می دوید ولی بهش نمی رسید پس داد زد:
شینجی!
شینجی با شنیدن این صدا از پشت نگاهی به کائوری میندازد و با صدای بلند میگوید:
کائوری بهت قول میدم برمیگردم دنبالت! منتظرم بمون!
بعد از اون روز سال ها گذشت ولی شینجی برنگشت و کائوری از یتیم خونه به شهر رفت تا زندگی جدیدی را شروع کند ولی او دیگر مثل ساکت و گوشه گیر نیست.
- ۲.۰k
- ۰۳ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط