{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشد

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشد
هیچکس مانند او دلدادهٔ بیدل نشد

گفتم ای دل عشق را پنهان کن و نشکن غرور
شانه بالا کرده بر من ارزشی قائل نشد

بارها دادم نشانش سبزه و جوی و چمن
لیک او جز روی تو بر دیگری مایل نشد

خواستم تا پرده ای سنگین کشم بر روی عشق
هیچ ابری طلعتِ خورشید را حائل نشد

گفته بودی کن حذر از آتش سوزان عشق
خواستم، اما به چشمانت قسم حاصل نشد...
دیدگاه ها (۱۴)

جایی که مادر در آن نفس بکشد....هیچ گلدانی خشک نمی شود....

.............

میخوام برم عروسی نمیدونم با کدوم برم...خخخخخخخخخ

با عشقت که قدم میزنی... با عشق و آرامش..قدم بردار... نفسهایت...

پارت ۲ ویو ا.ت بعد از تماس سومین حس میکردم تمام حسی که به جی...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۹

جادویی عشق part ۵۵هر دو خیره بودن به هم و من گنگ و اشفته خیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط