"تکیه بر قایق تو تا ته طوفان رفتم"
"تکیه بر قایق تو تا ته طوفان رفتم"
غرق عشقت شدم و بی سر و سامان رفتم
چشم های تو که فانوس شب تارم بود،
بسته شد روی نگاه من و بی جان رفتم
باد حتی گره روسریم را نگشود!
غم تنهایی و.... ار دست چه آسان رفتم
رکعتی عشق نخواندی و دلم را بردی
پا برهنه به در خانه ی شیطان رفتم
گریه ی پنجره ها را چه کسی باور کرد؟
تا کجا ساده دلی! زار و پشیمان رفتم...
غرق عشقت شدم و بی سر و سامان رفتم
چشم های تو که فانوس شب تارم بود،
بسته شد روی نگاه من و بی جان رفتم
باد حتی گره روسریم را نگشود!
غم تنهایی و.... ار دست چه آسان رفتم
رکعتی عشق نخواندی و دلم را بردی
پا برهنه به در خانه ی شیطان رفتم
گریه ی پنجره ها را چه کسی باور کرد؟
تا کجا ساده دلی! زار و پشیمان رفتم...
- ۳۱۳
- ۰۵ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط