بانوی شعرهای پر از های‌وهوی من

بانوی شعرهای پر از های‌وهوی من
مطلع‌نشینِ دورتر از آرزوی من

امشب ردیف این غزل آئینه‌دار توست
بنشین کنار قافیه‌ها روبه‌روی من

دارم درون قاب خودم خاک می‌خورم
دستی بکش به شیشه‌ی بی‌رنگ‌وبوی من

در سردسیر ثانیه‌ها با هوای تو
سرگرم واژه‌هاست لبِ گفتگوی من

راهی نشست زیر قدم‌های رفتنت
راهی که بست بعدِ تو راه گلوی من

چشمان سرخِ غیرتیَم روسفید شد
می‌رفت اگرچه پشت سرت آبروی من!

اینک منم؛ به یاد تو فرهاد می‌شوم
اینک تویی کنار خودت، تلخ‌خوی من

"...رفتی" اگرچه ساده، ولیکن بعید نیست
روزی "نهاد جمله" بیاید به‌سوی من ...
دیدگاه ها (۰)

#بانوی_شعرهای_پر_از_های_و_هوی_منمطلع‌نشینِ دورتر از آرزوی من...

.  ღ♥ღ .... .... ღ♥ღ  دید در معرض تهدید دل و دنیش را """ رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط