{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهش گفتم نکن...

بهش گفتم نکن...
گفت تو همش میگی نکن اصلا منو دوست نداری...
گفتم مگه تو منو دوست داری؟گفت آره...
7 تا دوست دارم...
گفتم چرا 7 تا؟
 گفت آخه بیشتر از 7 بلد نیستم بشمارم...
روزها و هفته ها و ماه ها رفت اما اون هنوز یاد نگرفته بیشتر از 7بشماره...
آخه بین 7 من و 7 اون یه دنیا فاصله هست
و من هنوز نتونستم 7 اون رو درک کنم.
دیدگاه ها (۲۳)

مادر خسته از خرید برگشت و به زحمت زنبیل سنگین را داخل خانه آ...

همه عاشق شدن را بلدند اما فقط کمی افراد هستن,که بلدند چگونه ...

من امشب تا سـحر خوابم نخواهد بردهمه اندیشه ام اندیشه ی فرداس...

د اخه موجود عاقل... میخوای همین گوشیو کنم تو کونت؟ 💔خب کصکش ...

#سناریو براتون سناریو گذاشتم دوست دارید بگید بیشتر بزارم ☆وق...

سناریو:وقتی بچه بودی عاشقش بودی،ولی اون ازت متنفر بود.ولی ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط