او به من می گوید ای آغوش گرم
او به من می گوید ای آغوش گرم
مست نازم کن، که من دیوانه ام
من به او می گویم ای ناآشنا
بگذر از من ؛ من تو را بیگانه ام
آه از این دل، آه از این جام امید
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند
چنگ شد در دست هر بیگانه ای
ای دریغا، کس به آوازش نخواند
مست نازم کن، که من دیوانه ام
من به او می گویم ای ناآشنا
بگذر از من ؛ من تو را بیگانه ام
آه از این دل، آه از این جام امید
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند
چنگ شد در دست هر بیگانه ای
ای دریغا، کس به آوازش نخواند
- ۹۳۵
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط