او به من می گوید ای آغوش گرم

او به من می گوید ای آغوش گرم
مست نازم کن، که من دیوانه ام

من به او می گویم ای ناآشنا
بگذر از من ؛ من تو را بیگانه ام

آه از این دل، آه از این جام امید
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند

چنگ شد در دست هر بیگانه ای
ای دریغا، کس به آوازش نخواند
دیدگاه ها (۶)

عاشقانه های شبنم

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش اول_ فقط یه الماس میتونه ا...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش اول_اگر روزی تورا ببوسم و وارد جهنم شوممی‌توانم...

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط