Mylove
#My_love
Part:11
کوک:عا سرمت تموم شد من میرم دکتر رو بیارم
کوک رفت و دکتر رو آورد
دکتر :خب خانم ات باید مواظب باشید هم در مورد تیری که بهتون خورده و هم.....
ات:(پرید وسط حرفش)بله بله مواظبم
دکتر:در کل مواظب باش 😊
ات:خب اینم تموم شد حالا باید زودتر برید که اذیت نشین
جین:برین نه بریم
ات و سوهی:چی؟
جیمین:میرسونیمتون
ات :ولی براتون خطرناکه
نامی:نگران نباش بادیگاردامون هستن
سوهی:اگه نفوذی باشن چی؟
ته ته:نه اونا مطمئنن
جیمین:بریم؟
ات و سوهی: اوکی
(وقتی رسیدن خونه ات)
ات:یه لحظه صبر کنید برم و بیام
اعضا:اوکی
ات:خب اومدم
شوگا: این چیه؟
ات:این برای جیمینه. یه دمنوش گیاهیه که باعث میشه کمتر گشنش بشه و اینا هم برای شماست
کوک:چیه؟
ات:خب برای همتون لباس طراحی کردم و دادم بدوزن(خجالت)
جیهوپ: واقعا ؟
سوهی:آره من شاهد بودم خیلی تلاش کرد واسش میخواست بیاره فن ساین بهتون بده ولی نمیتونه
نامی:چرا؟
ات:چون کاری برام پیش اومده بود که اگه نرم کارم گیره
نامی:اوکی ولی یه وقت دیگه بیاین همدیگه رو ببینیم
ات: واقعا؟
اعضا:اوهوم
ات و سوهی:با کمال میل(هم زمان)
جیهوپ: واقعا شبیه خواهرایید
ات با یاد اتفاقی که برای خواهرش افتاده بود حالش بد شد ولی سعی کرد نشون نده
ولی موفق نشد
جیمین:حالت خوبه؟
ات:آره آره من خوبم......بدویین برین یکی داره میاد
جین:اوکی مرسی بابت همه چیز خداحافظ
ات و سوهی: خداحافظ
اعضا: خداحافظ
سوهی:خوبی؟
ات:آره خوبم فقط خوابم میاد
سوهی:اوکی بیا بریم خونه
ات:بریم که هم گشنمه هم خوابم میاد
سوهی:بیا پیتزا سفارش بدیم
ات:اوکی
Part:11
کوک:عا سرمت تموم شد من میرم دکتر رو بیارم
کوک رفت و دکتر رو آورد
دکتر :خب خانم ات باید مواظب باشید هم در مورد تیری که بهتون خورده و هم.....
ات:(پرید وسط حرفش)بله بله مواظبم
دکتر:در کل مواظب باش 😊
ات:خب اینم تموم شد حالا باید زودتر برید که اذیت نشین
جین:برین نه بریم
ات و سوهی:چی؟
جیمین:میرسونیمتون
ات :ولی براتون خطرناکه
نامی:نگران نباش بادیگاردامون هستن
سوهی:اگه نفوذی باشن چی؟
ته ته:نه اونا مطمئنن
جیمین:بریم؟
ات و سوهی: اوکی
(وقتی رسیدن خونه ات)
ات:یه لحظه صبر کنید برم و بیام
اعضا:اوکی
ات:خب اومدم
شوگا: این چیه؟
ات:این برای جیمینه. یه دمنوش گیاهیه که باعث میشه کمتر گشنش بشه و اینا هم برای شماست
کوک:چیه؟
ات:خب برای همتون لباس طراحی کردم و دادم بدوزن(خجالت)
جیهوپ: واقعا ؟
سوهی:آره من شاهد بودم خیلی تلاش کرد واسش میخواست بیاره فن ساین بهتون بده ولی نمیتونه
نامی:چرا؟
ات:چون کاری برام پیش اومده بود که اگه نرم کارم گیره
نامی:اوکی ولی یه وقت دیگه بیاین همدیگه رو ببینیم
ات: واقعا؟
اعضا:اوهوم
ات و سوهی:با کمال میل(هم زمان)
جیهوپ: واقعا شبیه خواهرایید
ات با یاد اتفاقی که برای خواهرش افتاده بود حالش بد شد ولی سعی کرد نشون نده
ولی موفق نشد
جیمین:حالت خوبه؟
ات:آره آره من خوبم......بدویین برین یکی داره میاد
جین:اوکی مرسی بابت همه چیز خداحافظ
ات و سوهی: خداحافظ
اعضا: خداحافظ
سوهی:خوبی؟
ات:آره خوبم فقط خوابم میاد
سوهی:اوکی بیا بریم خونه
ات:بریم که هم گشنمه هم خوابم میاد
سوهی:بیا پیتزا سفارش بدیم
ات:اوکی
- ۳۷۸
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط