{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با اجازه غزلى تازه فدايت كردم

با اجازه غزلى تازه فدايت كردم
بر سر سجده نه در شعر دعايت كردم

با اجازه از همه دست كشيدم امشب
و تو را از وسط جمع سوايت كردم

با اجازه از تو و چشم و لبت مى گويم
چه كنم دست خودم نيست هوايت كردم

با اجازه تو طبيبى و منم باز مريض
تو بزن بوسه بگو باز دوايت كردم

با اجازه به خيالات خودم مى پيچم
مثلا بودى و اين بار صدايت كردم

با اجازه از شما و بى اجازه از همه
بوسه بر شعر زدم باز دعايت كردم
دیدگاه ها (۰)

الهی که امید، باران شود فوج فوج ببارد بر بقچه ی تاریک دلت قب...

مرد حسابی! شب یلدا چی هست اصلا؟آجیل می‌بینیم صلوات می‌فرستیم...

یکی از نماینده ها زمان رای اعتماد به اوجی میگفت ایشون بوی نف...

دوراهی عشق و نفرت p¹⁴جونگکوک:باسر درد خيلى بدى از خواب بلند ...

‹ قلدر عاشق ›« پارت سوم »یه روز که کوک داخل همون انباری بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط