فیک ازدواج اجباری پارت
فیک ازدواج اجباری پارت ۲۵
نامجون:همین
ات:برو دیگه
رفتن توی اتاق
نامجون:خوب
ات:خوب چیی
نامجون:جایزم
ات:منو بزار روی پات
نامجون ات رو میزاره روی پاش و به تاج تخت تکیه میده
ات:خوب دوست داری چیکار کنم
نامجون:تمام اجزای صورتمو ببوس و لبمو بوسه بزار
ات:چشم
ات تمام اجزای صورت نامجون رو میبوسه و لبشو بوسه عمیقی میزاره و بعد از چند مین از هم جدا میشن
ات:حالا خوب شد
نامجون:خیلی دوست دارم پیشی کوچولوی لوس
ات:منم ...میشه لباسمو عوض کنی
نامجون:چشم
کدومو میخوای
ات:اون
اسلاید دو
نامجون:فردا تولد شوگا عه گفته بریم ساحل جشن بگیریم ما هم قبول کردیم
ات:عالیه
لباسو برای ات پوشید
نامجون :جای زخم روی رونت داره از بین میره کم کم
ات:من بغل موخوام بابایی
نامجون :بیا بغلم جوجه کوچولوی بابایی
نامجون ات رو بغل میکنه و به خواب عمیق فرو میرن
ویو صبح
شوگا:منو جین و جیهوپ زود تر از همه بیدار شدیم رفتیم برای انجام کارای تولدم با نامجون و کوک هماهنگ کرده بودم که کی دخترارو بیاره
......................
نامجون:پرنسس بابا بیدار شو
ات:نموخواممم
نامجون:پاشو عزیزم ساعت ۳ عصره
ات:چییییی
نامجون:چته
ات:خوب شوگا کجاست
نامجون:با جین و جیهوپ رفته برای انجام کارهای تولدش
ات:خوب چرا منو بیدار نکردید
نامجون:عزیزم تو دیشب ساعت ۴ خوابیدی طبیعیه این ساعت بیدارشی[همین من بودم مامانم با دمپایی بیدارم میکرد ]شوگا گفت ساعت ۷ بیایم به ساحل
ات:منو ببر حموم موهامو بشور خوشک کن بعد بریم پایین غذا بخوریممم
نامجون:باشه بچه
نامجون ات رو میبره حموم بعد موهاشو خوشک میکنه میرن پائین
ات:کوک و لیسان کجان
نامجون:رفتن زوجی بگردن
نامجون ات رو میزاره روی میز
نامجون:بشین برات پنکیک درست کنم
ات:مگه بلدی
نامجون:آره چی فکر کردی
نامجون درحال درست کردن پنکیک
ات:چرا در همه حالت جذابی
نامجون :کار خدارو میبینی
ات: نمک دون
نامجون:خودم میدونم نمکم
ساعت ۶
ات:لیسان بدوو
لیسان:ژمو بزنممم
ات:خوب منو آماده کن دیگههه
لیسان:بفرما خانوم لجباز
اسلاید سوم لباس ات اسلاید چهارم لباس لیسان اسلاید پنجم لباس پسرا
نامجون:به خانوممو ببینید چه ماهه
کوک:آره ماله من دیگه یپا ملکس
ات:مرسی عشقم بریم دیر شددد
لیسان:توهم پرنس جذاب منی
نامجون:همین
ات:برو دیگه
رفتن توی اتاق
نامجون:خوب
ات:خوب چیی
نامجون:جایزم
ات:منو بزار روی پات
نامجون ات رو میزاره روی پاش و به تاج تخت تکیه میده
ات:خوب دوست داری چیکار کنم
نامجون:تمام اجزای صورتمو ببوس و لبمو بوسه بزار
ات:چشم
ات تمام اجزای صورت نامجون رو میبوسه و لبشو بوسه عمیقی میزاره و بعد از چند مین از هم جدا میشن
ات:حالا خوب شد
نامجون:خیلی دوست دارم پیشی کوچولوی لوس
ات:منم ...میشه لباسمو عوض کنی
نامجون:چشم
کدومو میخوای
ات:اون
اسلاید دو
نامجون:فردا تولد شوگا عه گفته بریم ساحل جشن بگیریم ما هم قبول کردیم
ات:عالیه
لباسو برای ات پوشید
نامجون :جای زخم روی رونت داره از بین میره کم کم
ات:من بغل موخوام بابایی
نامجون :بیا بغلم جوجه کوچولوی بابایی
نامجون ات رو بغل میکنه و به خواب عمیق فرو میرن
ویو صبح
شوگا:منو جین و جیهوپ زود تر از همه بیدار شدیم رفتیم برای انجام کارای تولدم با نامجون و کوک هماهنگ کرده بودم که کی دخترارو بیاره
......................
نامجون:پرنسس بابا بیدار شو
ات:نموخواممم
نامجون:پاشو عزیزم ساعت ۳ عصره
ات:چییییی
نامجون:چته
ات:خوب شوگا کجاست
نامجون:با جین و جیهوپ رفته برای انجام کارهای تولدش
ات:خوب چرا منو بیدار نکردید
نامجون:عزیزم تو دیشب ساعت ۴ خوابیدی طبیعیه این ساعت بیدارشی[همین من بودم مامانم با دمپایی بیدارم میکرد ]شوگا گفت ساعت ۷ بیایم به ساحل
ات:منو ببر حموم موهامو بشور خوشک کن بعد بریم پایین غذا بخوریممم
نامجون:باشه بچه
نامجون ات رو میبره حموم بعد موهاشو خوشک میکنه میرن پائین
ات:کوک و لیسان کجان
نامجون:رفتن زوجی بگردن
نامجون ات رو میزاره روی میز
نامجون:بشین برات پنکیک درست کنم
ات:مگه بلدی
نامجون:آره چی فکر کردی
نامجون درحال درست کردن پنکیک
ات:چرا در همه حالت جذابی
نامجون :کار خدارو میبینی
ات: نمک دون
نامجون:خودم میدونم نمکم
ساعت ۶
ات:لیسان بدوو
لیسان:ژمو بزنممم
ات:خوب منو آماده کن دیگههه
لیسان:بفرما خانوم لجباز
اسلاید سوم لباس ات اسلاید چهارم لباس لیسان اسلاید پنجم لباس پسرا
نامجون:به خانوممو ببینید چه ماهه
کوک:آره ماله من دیگه یپا ملکس
ات:مرسی عشقم بریم دیر شددد
لیسان:توهم پرنس جذاب منی
- ۲۳۲
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط