{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بس که خدا عاشق نقاشی بود

از بس که خدا عاشق نقاشی بود
هر فصل به روی بوم، یک چیز کشید
یک بار ولی گمان کنم شاعر شد...
یک گوشـه ی دنج رفت و پاییـز کشید...

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۰)

لما طالَ شعرُكِ أرتفع النهر لِهذا كانت أمُكِ تقُص أطرافه لِم...

زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف...

با لبـ‌هایم نہ‌ من همیشہ‌ تو را با چشمـ‌هایم می‌بوسم آرام‌تر...

محبوب من؛اگر مى‌توانستم جاى گل،صدايت را در گلدانى مى‌كاشتم.....

با یکذره تغییرات این نقاشی من از شدو روی بوم که فکر کنم مال ...

یک روزهایی هم برای #خودت باشدنیا را یک طرف رها کن و یک گوشه ...

"گل بابونهیادت هست...؟آن روز خدا،فصل بهاردر دامن آن کوه بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط