اسم رمان: قربانی عشق

(Part 4)
{ویو هرا}
آقای پارک: اصلاً ببینیم تا اون موقع زنده میمونی یا نه(پوزخند)

به تهیونگ رسیدیم(اسمشو قبلاً بهش گفتن) دستمو از دست آقای پارک جدا کردم و رفتم بغل تهیونگ وایسادم

(از اون چیزا بلد نیستم مثلاً الان ازدواج کردن)

روی صندلی نشسته بودیم.... دیگه خسته شده بودم ازش بپرسم کی میریم؟

هرا: تهیونگ

تهیونگ: ها؟

هرا: کی میریم؟

تهیونگ: هرچه زودتر بریم زودتر درد میکشی!!

رفتم توی فکر منظورش چی بود؟ نکنه؟ نه فکر منحرفی نکن، ولی اگه منظورش اون باشه چی؟؟ اوففف اصلاً ولش کن

(ساعت ۱۲شب)
به یک عمارت خیلی بزرگ رسیدیم از ماشین پیاده شدیم و رفتیم سمت در.... در عمارت خودش باز شد و رفتیم داخل

تهیونگ: فردا با همه آشنا میشی الان همه خوابن

هرا: مگه به جز ما کسی هم اینجا زندگی میکنه؟

تهیونگ: نکنه دلت میخواد تنها باشیم؟! الان میریم توی اتاق(پوزخند)

هیچی نگفتم، راه افتاد سمت پله ها و منم پشت سرش راه افتادم.... در اتاق رو باز کرد و رفتیم داخل همه‌ی وسایل اتاق مشکی بود.... رفتم توی حموم یه دوش نیم ساعتی گرفتم و بعد لباس هایی که از قبل آماده کرده بودم رو پوشیدم رفتم بیرون روی صندلی جلوی آینه نشستم و موهامو خشک کردم.... از جام بلند شدم و رفتم سمت تخت

تهیونگ: منتظر دعوت نامه‌ای؟

رفتم روی تخت و با فاصله کنارش خوابیدم پشتمو بهش کردم که یه موقع چشم تو چشم نشیم.... اصلاً خوابم نمیبرد یهو دستی اومد دور کمرم و به خودش نزدیکم کرد قلبم شروع به تند، تند زدن کرد.... صاف خوابیدم که اونم اومد روم با چشمای خماری بهم خیره شده بود یهو اومد سمت گردنم و





ادامه دارد………

کامنت ها زیاد باشه پارت بعدی رو میزارم خوشملا 🤌🏻😶‍🌫️❤️
دیدگاه ها (۱۸)

چند پارتی (درخواستی)

ددی خون آشام من

پارت ۱۹ (هنوز توی فلش بگ‌ تهکوکه)«نمیخوای بشینی پسرکم؟؟»«حتم...

فیک تهیونگ

استاد من ۳

چند پارتی (درخواستی)

پارت ۲۲

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟗+ت تو چیکارکردی -قشنگم اینقدربدم میادشوهرتومیخوای گول ب...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط