رفتن بلد نبودم و همین شد پایانم

«رفتن بلد نبودم و همین شد پایانم..»
دیدگاه ها (۰)

«لبخند زدم تا مبادا از ویرانی‌ام باخبر شوی..»

«علف‌های نورستهبه جا نمی‌آورند درخت‌های کهن را..»

«کجا دیدی که بی‌آتش کسی را بوی عود آمد..»

POV : هیچکس درکت نمیکنه

قوانین فوتبال بلد نبودم :)🤍𝗛𝗮𝗹𝗮 𝗠𝗮𝗱𝗿𝗶𝗱🤍

پایانم نزدیک است .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط