{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرنا شد

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرنا شد
پر پروانه و این شمع چقدر زیبا شد

خنده هایت افق صبح و خورشید طلوع
لحظه هایم همه با بودن تو رویا شد

قصد من شهد لبت چیدن و بر چیدن گل
هر شب آن حس تو با جان وفا نجوا شد

من که مست توام و راهی میخانه شدم

وای مجنون غزل راهی این صحرا شد

تو بگو عشق کجا شور و شرر تا بکجا؟

دل من روی دلت روی رخت رسوا شد
دیدگاه ها (۳)

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرنا شدپر پروانه و این شمع چقدر زیبا ...

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرنا شدپر پروانه و این شمع چقدر زیبا ...

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرنا شدپر پروانه و این شمع چقدر زیبا ...

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرنا شدپر پروانه و این شمع چقدر زیبا ...

تب عشقت به دلم، ریخت غزل بُرنا شد!پر پروانه و این شمع" چقدر ...

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرناشدپر پروانه واین شمع چقدرزیباشدخن...

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرناشدپر پروانه واین شمع چقدرزیباشدخن...

ی شمع فرو ریخته از دیده ی پروانهای جوشش شعر من ای گوهر دردان...

نی حدیث راه پُرخون می‌کندقصه‌های عشق مجنون می‌کنددر غم ما رو...

وای عجب زِ عطر تو، مست بهار می‌شودبه هر کجا که پا نهی، فصل ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط