{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥
⁦(⁠。⁠♡⁠part 166♡⁠。⁠)⁩

حتي اگه این شروع جدید با کس دیگه ای باشه. نمیدونم میتونستم یا نه...
نمیتونستم بمونم و بیشتر نگاه کنم..داشتم خفه
میشدم.. بغض داشت خفه ام میکرد
سریع از بالکن فاصله گرفتم و دویدم تو اتاقم و یه دفعه
خيلي بلند زدم زیر گریه... خيلي بلند.
کسی به در ضربه زد.
با خشم قفل در رو انداختم و با گریه داد زدم : نمیخوام هیچ کس رو ببینم‌ و بلند تر داد زدم : هیچ کس رو.
دردي عميقي تو دلم بود که باعث بیرون زدن خشمم شده
بود پردرد بین گریه هام داد زدم و کل وسایل روی میز رو پرت
کردم زمین.با خشم خود میز رو هم کج کردم و زمین انداختم.
خشم همه وجودم رو گرفته بود و نمیتونستم کنترلش کنم
دونه دونه وسایل اتاق رو به در و دیوار کوبیدم
قاب نقاشیم رو که ویلی کشیده بود برداشتم و داد زدم: این
من نیستم. من محکم نیستم. من هیچی نیستم.
و به خودم توی اینه نگاه کردم و داد زدم : هیچی نیستم جز
یه بدیخت
و بلند زدم زیر گریه و یکی از وسایل اتاق رو که توی دستم
بود سمت اینه پرت کردم
اینه هزار تیکه شد و روی زمین افتاد.
يکي نگران و پشت سرهم به در کوبید و بعد صداي نگران
مامان: کریستینا جانم چته مامان؟ خوبی؟
دستم رو به جاي اينه روي دیوار کوبیدم و با گریه
گفتم : برین.. برین و تنهام بذارین
خرده شیشه به جا مونده روی دیوار دستم رو خراش داد و
خوني از دستم جاري شد
بابا : کریستینا این درو باز کن.. ما نگرانتيم..چيشده؟
صدای گریه مامان اومد.
دستم رو روی گوشم گرفتم و پردرد گفتم : تو رو خدا
برین... خواهش میکنم تنهام بذارین... خواهش میکنم
و داغون روي زمين نشستم.
بابا اروم گفت: مایا بيا..
مامان : چطور بیام؟ حالش خوب نیست. اگه بلايي
سرخودش بیاره چي؟؟
بابا : نه..نه خانوم.. كريستينا دختر عاقليه.. فقط كمي ميخواد
تنها باشه...بیا.. شاید تنهایی کمکش کرد.
و صداشون دور شد.
اشکام پردرد و از اعماق وجودم جاري شد.
کاش نبودم. کاش توماس لعنتي نبود.
خدااا.. چه کردي با من؟
معده ام خيلی شدید درد میکرد.
شکمم میسوخت به شکمم نگاه کردم که متوجه خونريزي جراحت شمشير
شدم پردرد چشمم رو بستم و همونجا روی زمین دراز کشیدم.
خودمو گوله کردم و اجازه دادم اشکام آروم بریزن و فرش زیر سرم رو خیس کنن

شب خوش دخترا میدونم الان برایتون سوال چرا دو پارت گذاشتم اما اینا فقد پارت هدیه هستن بخاطر درخواست های زیادتون و در مورد این خیلیا گفتن من کامنت ها رو جواب نمیدم اما باید بگم که من شاغل هستم و خیلی وقت نمیکنم و واقعا شرمندم
دیدگاه ها (۱۲)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 165♡⁠。⁠)⁩صبح نا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 83・⁠]⁠ᕗو قلبش شکسته داشت داغ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 123・⁠]⁠ᕗداداش عزیزم داشت سعی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط