{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم نشستم کنارش گفتم برای چی نمیری گلات رو بفروشی

رفتم نشستم کنارش گفتم : برای چی نمیری گـُلات رو بفروشی ؟

گفت : بفروشم که چی ؟ تا دیروز می فروختم که با پولش آبجی مو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مُرد ، با گریه گفت : تو می خواستی گـُل بخری ؟

گفتم : بخرم که چی ؟ تا دیروز می خریدم برای عشقم امروز فهمیدم باید فراموشش کنم...!
اشکاشو که پاک کرد ، یه گـل بهم داد گفت :بگیر باید از نو شروع کرد

تو بدون عشقت ، من بدون خواهرم
دیدگاه ها (۵)

دختره کامنت گذاشته میگه:می یو لایک یو می بلایک......فکر کردم...

کـسـی چـه مـی دانــد ؟شاید روزی بیاید که حال من هم خوب شودهـ...

با قوم شوهر فقط باید رفت ماهیگیری از بس کرم دارن!!!اینو از ...

هرگز 3 چیز را در زندگیت فراموش نکن....باشه؟آفففرین 

چهره ی پشت نقاب پارت ۲۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط