{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن گاه بانوی پُر غرورِ عشقِ خود را دیدم

آن گاه بانوی پُر غرورِ عشقِ خود را دیدم
در آستانه ی پُر نیلوفر،
که به آسمان بارانی می اندیشید


و آن گاه بانوی پُر غرورِ عشقِ خود را دیدم
در آستانه ی پُرنیلوفرِ باران،
که پیرهن اش دستخوشِ بادی شوخ بود


و آنگاه بانوی پُرغرورِ باران را
در آستانه ی نیلوفرها،
که از سفرِ دشوارِ آسمان باز می آمد
دیدگاه ها (۲)

از چی می ترسی؟ از جای پاهات رو برف؟ می ترسی بفهمن کجا بودی و...

نغمه میهن:هیچ چیز نفرت انگیز تر از احترامی نیستکه بنیان آن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط