درون آتش دوزخ نسوزد آن نوکر

درونِ آتش ِ دوزخ نسوزد آن نوکر
که رویِ سینه ز داغ ِ تو یادگار کشید

درود بر پدرم کز همان طُفولیَتَم
برای روضه ات از من همیشه کار کشید

برای آنکه منم عاقبت بخیر شوم
مرا به دست تو داد و خودش کنار کشید

فراق ِ کرب و بلایت خودش مرا کُشته
به رویِ کشته نباید که ذوالفقار کشید

خدا کُنَد که منم اربعین حرم باشم
چقَدر برایِ حرم باید انتظار کشید؟!...
دیدگاه ها (۱)

وقتی هنگام پخش مستقیم بین الحرمین از تلویزیونچشــــمم را می ...

در هر غزل که قافیه را "در" گذاشتمآن را کنار پهلوی مادر گذاشت...

چند روزیست که تا میشنوم حرفش را« اربعین، کرببلا » ؛ این دلم ...

به گمانم که میان همه ی زائرها فقط امضای برات دل من جا مانده....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط