{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه خبر یار شنیدم که گرفتار شدی

چه خبر یار؟ شنیدم که گرفتار شدی
دل سپردی و برای دگری یار شدی

بعدِ دل کندنت از من دلت آرام گرفت؟
خوب شد زندگی‌ات؟ یا که بدهکار شدی؟

بی‌تو این‌جا خبری نیست به جز غصه و درد
حال خوش بودی و رفتی و دل آزار شدی

بودنت، پنجره‌ای باز به رویاها بود
ناگهان پنجره را بستی و دیوار شدی

عشق را با طمعِ منطق خود تاخت زدی
تا نهایت به دلت سخت بدهکار شدی

تو خودت خواستی از قصه‌ی من پر بکشی
پس نگو کار خدا بوده و ناچار شدی

حسرت یارِ تو بودن به دلم ماند که ماند
آخرین خواسته‌ام، قسمت اغیار شدی

من که در حد پرستش به تو دلبسته شدم
من چه کردم که تو این‌گونه جفاکار شدی؟

پشت کردی به من ای ناز غزالِ غزلم
شیر را پس زدی و طعمه‌ی کفتار شدی

مرگِ دل، نقطه‌ی آغاز فروپاشی‌ها ست
حیف و صد حیف که تو دیر خبردار شدی
دیدگاه ها (۰)

دیدید راحت اومدن یک بانک تاسیس کردند اسمش هم گذاشتند #آینده ...

🎥میثم ظهوریان: اساسا بانک آینده را تشکیل دادند برای پیشبرد پ...

🎩 #شعر 🎩 سوز  ها  گفتم  به او از سینه  ام آن   عزیز    ناز ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

گفتم غزلی از تو بگویم که بخوانیشاید به دلت رحم بیفتد، و بمان...

وقتی فک میکردی بهت بی توجهی میکنه...(پارت ۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط