شراب چشم تو دریائی از گوارائیست..
شراب چشم تو دریائی از گوارائیست..
گل تبسم تو باغی از شکوفائیست.
خزیده زلف تو بر شانه های عریانت..
شب و سپیده در آغوش هم تماشائیست.
به جای جای رُخت سینه چاک میرقصد..
عروس مست نگاهم که پاک؛ هرجائیست.
قسم به عشق که بر خاک پاک درگاهت..
جبین نهادن من سربرآسمان سائیست.
سپیده قامت من ؛ حس گرمی نفست..
بریدن از نفس جانشکار یلدائیست.
ز نقش بندیِ دستان عشق حیرانم..
که در خزان دلم گرم گلشن آرائیست.
گل تبسم تو باغی از شکوفائیست.
خزیده زلف تو بر شانه های عریانت..
شب و سپیده در آغوش هم تماشائیست.
به جای جای رُخت سینه چاک میرقصد..
عروس مست نگاهم که پاک؛ هرجائیست.
قسم به عشق که بر خاک پاک درگاهت..
جبین نهادن من سربرآسمان سائیست.
سپیده قامت من ؛ حس گرمی نفست..
بریدن از نفس جانشکار یلدائیست.
ز نقش بندیِ دستان عشق حیرانم..
که در خزان دلم گرم گلشن آرائیست.
- ۴۹۰
- ۱۹ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط