{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای غزل باران بیا ابرخیالی پست کن

ای غزل باران ! بیا ،ابرخیالی، پست کن
عکسی ازشبهای قبل ازخشکسالی پست کن

چون که تنهامانده ام درخاطرخشک فلک
غنچه ای خوش آب ورنگ ازتکه قالی پست کن

شب ترین آغوش سردم درنوایم خیمه زد
ژاکتی ازبوسه های دشت عالی پست کن

خواب دیدم تشنه ام ،هم کوزه در دست رقیب
لحظه ای خلوت بکن،تعبیروفالی پست کن

بعدآن بر این گلو،بغض غریبی رخنه کرد
بهر این بغض گلو ، نهر زلالی پست کن

خسته ام ازاین سرای بی محبت ای رفیق
جرعه ای ازمعرفت ازآن حوالی پست کن

نذر چشمانت بکن این آصف درمانده را
نزدچشمان ترش، یک کوزه خالی پست کن

راستی دربی نشانی "بم "ترین ویرانه ام
تمبربرپاکت نزن پس درخیالی پست کن
دیدگاه ها (۴)

در خیابان، با بهار مسابقه گذاشتم. او به اندازه ی آسمان شهر ب...

ای ماه بی‌همتای من،از عاشقی معنای منای ازتو پرشوراین دل شوری...

چه کسی میفهمد؟در دلم رازی هستمیسپارم آنرا به خیال شب و تنهای...

چقدر این متن دلنشینه…. ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺍﺯ ﯾـــــﻪ نفر ﻣﯿـــــــﺮنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط