پارت پنجم

پارت پنجم
ویو×
از حموم اومدم بیرون وایی اصلا ÷رو یادم رفته بود، به سمتش رفتم داشت با خودش زمزمه می‌کرد:
÷مرتیکه مسخره آخه کی بیبیشو اینطوری تنبیه میکنه اه
×اوه بیبی کی مسخره اس ؟
÷هی..هیچ..ی داشتم به کار هایی که کرده بودم فکر میکردم .
×اوه گود گرل ولی این تازه اولشه نمیتونی منو گولم بزنی
÷یعنی چی
(×به سمت تخت رفت و روی تخت نشست)
×بیا روی پام دراز بکش
÷چ...چشم
........
*ضربه ی اول روی رون پاش نشست
×بعد هر ضربه تشکر میکنی
÷چ...چش.چش*ضربه ی بعدی
÷ممنون ددی
×که برای لج من میری با پسرا مست میکنی؟*ضربه بعدی
÷من اشتباه کردم ..اییی ممنون
×*ضربه ی بعدی :با اونا میرقصی ؟
÷من غلط کردم ایییی
×ممنونتو نشنیدم
÷م..ممنون
***
***
***
***

÷ددی درد میکنه
×پنتی تو در بیار
÷خجالت میکشم *کیوت
×میخوای خودم درش بیارم (عصبی)
÷ن..نه باشه دیگه غر نمیزنم
×بلند شو، حق نداری بخوابی
÷ددی توروخدا خواهش میکنم
×بلند شو اون لباس مشکی رو بپوش (اسلاید بعد) تا وقتی بهت میگم باید برام برقصی اونم باله
÷ددی من خستم خواهش میکنم ...با..باله ؟ ددی پاهام درد میگیرهه
×به شلاق علاقه داری نه؟
÷ن..نه باشه .
دیدگاه ها (۹)

پارت ۸

**پارت ۳۳**تفِ خونیِ من روی سینه‌اش، آخرین جرقه‌ای بود که ان...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

رمان بهترین من،پارت۴☆چویا:گ..م شو اون طرفدازای:من که روی زمی...

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت چهارصدای سوون توی فضای عمارت پی...

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

چند پارتی بازی ممنوع

رمان عشق ممنوع

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

کپشن مهمه🎀💅🏿عروسک من😈🔞پارت دهم پیرمرده نگاه اخری به من و رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط