{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود

یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود

روز و شب در طلب و هر لحظه بیدار تو بود

دیدگانم را چه دانی که دگر سوئی نیست

به فدایت ، که آن هم گرفتار تو بود . . .
دیدگاه ها (۱)

تاریکی ام شبیه شبی که سحر نداشت تنهایی ام شبیه کبوتری که پر ...

و عشقِ تو به من آموختغمِ غُربت ،دو چندان می‌‌شود بدون تو...

صد مجنونیکی را نکرد لیلالیلا ییصد مجنون افرید

من فقط وصف تو را گفتم و ماندم که چرااهل این کوچه به من تهمت ...

در هر نفسی که می‌کشم، نام شما را فریاد می‌زنم، از درون #قلبم...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

به یادِ تو اندر شبِ تیره بازهمی با ستاره بگویم رازچو خورشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط