{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم به تو که نمیرسد

دستم به تو که نمیرسد

فقط حریف واژه ها می شوم

گاهی هوس میکنم

تمام کاغذهای سفید روی میزم را

از نام تو پر کنم

تنگاتنگ

بدون هیچ فاصله ای

از بس که خالی ام از تو

از بس که تورا کم دارم

اخر مگر کاغذ هم زندگی میشود برای ادم
دیدگاه ها (۲)

وقتی چشمانم را روی هم می گذارم خواب مرا نمی برد تو را می ا...

پای دلم گیر کرده است درپیچ و تاب خاطراتت ورویای امدنت بیقر...

فال مان هرچه باشد باشد حالمان را دریاب خیال کن حافظ را گش...

نه خورشید نه ماه روزگار من باگردش نگاه تو می چرخد

نمیدونم ذاتا مشکل دارم یا تربیت درستی نداشتممتاسفانه اینجوری...

ژورنال کردن و نوشتن برای من مثل فرار از افکار پلید و ترسناکم...

پارت 122

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط