غم پشت لبخند
غم پشت لبخند:
پارت ۶
&باشه ۱۰ روز
چانگبین:بیشتر نمیشه؟؟؟
&نهههه(داد)
سونگمین: باشه چرا داد میزنی مرتیکه
ویو ا.ت: وقتی اونجوری داد زد همون اتفاقات بیمارستان برام افتاد..دستام یخ شد..یکم نفسم گرفت...
ویو لینو: نمیدونم چی شده ولی اون رفتار های ا.ت عادی نبود.
لینو: چی شده ا.ت؟؟؟
ا.ت:چیزی نشده که..
لینو:(دستشو گرفت) دستات که یخن.
ا.ت:ولش کن...
لینو پیش خودش: باید بفهمم چه اتفاقی افتاده که ا.ت اینجوری شده...
ویو خونه بعد تمرین:
ا.ت: درود هیونیییی ما اومدیم.
هیونجین: درودددد
چان: ۱۰ روز مرخصی گرفتیم ولی بیشتر نداد..
هیونجین: مرخصی چرا؟؟
چان: خب باید استراحت کنی..
هیونجین: مرسی.
ا.ت: خب من شامو درست کنم...
هان: باشه.
ا.ت: آها راستی هیون بعد شام با چان بیاین اتاق کارتون دارم...
هیون و چان: باشه..
ادامش پارت بعد فداتون بشم من 🤍
#mahoor
پارت ۶
&باشه ۱۰ روز
چانگبین:بیشتر نمیشه؟؟؟
&نهههه(داد)
سونگمین: باشه چرا داد میزنی مرتیکه
ویو ا.ت: وقتی اونجوری داد زد همون اتفاقات بیمارستان برام افتاد..دستام یخ شد..یکم نفسم گرفت...
ویو لینو: نمیدونم چی شده ولی اون رفتار های ا.ت عادی نبود.
لینو: چی شده ا.ت؟؟؟
ا.ت:چیزی نشده که..
لینو:(دستشو گرفت) دستات که یخن.
ا.ت:ولش کن...
لینو پیش خودش: باید بفهمم چه اتفاقی افتاده که ا.ت اینجوری شده...
ویو خونه بعد تمرین:
ا.ت: درود هیونیییی ما اومدیم.
هیونجین: درودددد
چان: ۱۰ روز مرخصی گرفتیم ولی بیشتر نداد..
هیونجین: مرخصی چرا؟؟
چان: خب باید استراحت کنی..
هیونجین: مرسی.
ا.ت: خب من شامو درست کنم...
هان: باشه.
ا.ت: آها راستی هیون بعد شام با چان بیاین اتاق کارتون دارم...
هیون و چان: باشه..
ادامش پارت بعد فداتون بشم من 🤍
#mahoor
- ۱۴۹
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط