ᴹʸ ᴹᵃᶠⁱᵃ
ᴹʸ ᴹᵃᶠⁱᵃ
ℙ𝕒𝕣𝕥:⁷
رسیدن خونه و کوک پرید روتخت
تهیونگ:برو تو اتاق خودت بچه
کوک:نمیخوام،درضمن یه گوشی و یه خط برام بگیر تا حداقل بتونم با هیونگ و دوستام حرف بزنم
تهیونگ:این اتفاق نمیوفته و نه برات گوشی میگیرم نه خط و نه میزارم با هیونگت حرف بزنی
کوک:منم به یونگی میگم اون برام بگیره اون حداقل قلب داره و مهربونه اما تو نه
تهیونگ:(تو دلش گفت 💭:نمیدونم چرا از این حرفش قلبم تیر کشید اگه یکی دیگه بود به یورم بود ولی از نظر اون چشم تیله ای من دلسنگم؟
تهیونگ: خیلی خب باشه میخرم
جونگ کوک:(دوباره از اون ذوقای کیوتش کرد )
تهیونگ:استراحت کن اگه خواستی بیا تو اتاق کارم
کوک:باشه(کیوت)
تهیونگ رفت تو اتاق کارش استیناشو بالا زد و عینک مطالعشو زد و لپ تابشو باز کرد و شروع به استاک کردن جونگ کوک و خانوادش کرد
جئون جونگ کوک
نام پدر:جئون سوک هی رایحه بادوم و یه الفا
نام مادر:لی مینا بتا که وقتی جونگ کوک رو بدنیا آورد مرد
برادر:جئون جیمین امگا با رایحه ی هلو
و تمام اطلاعات و اینکه به چه چیزایی علاقه داره رو خوند
تهیونگ:وایی.. اصن چرا دارم میخونم؟
جونگ کوک:اومد داخل و تهیونگ سریع لپ تاپ رو بست و گفت:چیزی لازم داری؟
جونگ کوک: شیرموز داریم؟
تهیونگ:تو دلش گفت 💭:درسته خیلی شیرموز دوست داره
تهیونگ:برو به آجوما بگو برات درست کنه هم شیر داریم هم موز
کوک:باشه(لبخند)از اتاق رفت بیرون و گفت:عینک خیلی خوشتیپ ترش کرده
کوک:اجوما؟
آجوما : تعظیم کرد و گفت سلام ارباب کوچیک
کوک:سلام میشه شیرموز درست کنی؟
آجوما:حتما.. الان آماده میشه
یونگی: اومد≈
کوک:یونگیی سلامم.. میشه به تهیونگ بگی زودتر گوشی برام بخره تا بتونم به جیمین هیونگ زنگ بزنم؟
یونگی:پس اسمش جیمینه..
خوشگلای عمو جانگ لایک کنید🩵🪼
شرایط:²⁰ لایک و ²⁰ کامنت
ℙ𝕒𝕣𝕥:⁷
رسیدن خونه و کوک پرید روتخت
تهیونگ:برو تو اتاق خودت بچه
کوک:نمیخوام،درضمن یه گوشی و یه خط برام بگیر تا حداقل بتونم با هیونگ و دوستام حرف بزنم
تهیونگ:این اتفاق نمیوفته و نه برات گوشی میگیرم نه خط و نه میزارم با هیونگت حرف بزنی
کوک:منم به یونگی میگم اون برام بگیره اون حداقل قلب داره و مهربونه اما تو نه
تهیونگ:(تو دلش گفت 💭:نمیدونم چرا از این حرفش قلبم تیر کشید اگه یکی دیگه بود به یورم بود ولی از نظر اون چشم تیله ای من دلسنگم؟
تهیونگ: خیلی خب باشه میخرم
جونگ کوک:(دوباره از اون ذوقای کیوتش کرد )
تهیونگ:استراحت کن اگه خواستی بیا تو اتاق کارم
کوک:باشه(کیوت)
تهیونگ رفت تو اتاق کارش استیناشو بالا زد و عینک مطالعشو زد و لپ تابشو باز کرد و شروع به استاک کردن جونگ کوک و خانوادش کرد
جئون جونگ کوک
نام پدر:جئون سوک هی رایحه بادوم و یه الفا
نام مادر:لی مینا بتا که وقتی جونگ کوک رو بدنیا آورد مرد
برادر:جئون جیمین امگا با رایحه ی هلو
و تمام اطلاعات و اینکه به چه چیزایی علاقه داره رو خوند
تهیونگ:وایی.. اصن چرا دارم میخونم؟
جونگ کوک:اومد داخل و تهیونگ سریع لپ تاپ رو بست و گفت:چیزی لازم داری؟
جونگ کوک: شیرموز داریم؟
تهیونگ:تو دلش گفت 💭:درسته خیلی شیرموز دوست داره
تهیونگ:برو به آجوما بگو برات درست کنه هم شیر داریم هم موز
کوک:باشه(لبخند)از اتاق رفت بیرون و گفت:عینک خیلی خوشتیپ ترش کرده
کوک:اجوما؟
آجوما : تعظیم کرد و گفت سلام ارباب کوچیک
کوک:سلام میشه شیرموز درست کنی؟
آجوما:حتما.. الان آماده میشه
یونگی: اومد≈
کوک:یونگیی سلامم.. میشه به تهیونگ بگی زودتر گوشی برام بخره تا بتونم به جیمین هیونگ زنگ بزنم؟
یونگی:پس اسمش جیمینه..
خوشگلای عمو جانگ لایک کنید🩵🪼
شرایط:²⁰ لایک و ²⁰ کامنت
- ۶۳۶
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط