{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(خواهر )

(خواهر )

آنکه برجانِ برادرهای خود بال
وپراست×
بضعه ی تن,زینتِ جان, خواهراست وخواهراست×××
برَسریرِزندگی , تاجِ مُرَصّع رویِ سر×
برفرازِ پنجه ی دل خاتمِ انگشتراست×××
تاروپودش معدنِ مِهرو وفائی بی ریاست×
درغمِ هجرِپدرهم,وامدارش مِجمراست×××
درفراق ورحلتِ مادر,بدون ازادّعا×
همچوزینب بر برادر, خواهروهم مادراست×××
مادرِ بی دخترو, هم دخترِ بی مادری×
درمیانِ موجِ غمها , کشتیِ بی لنگراست×××
نخلِ امّید من وآرامشِ من ای عظیم×
با عنایاتِ اِلاهی صاحبِ برگ وبَر است×××
دیدگاه ها (۶)

خدای بزرگ وتوانا راشاکرم که درکشورپهناور ویسگون, لحظه به لحط...

(می آید)ای شبِ تیره سَحَر میآید+نیّرِِشمس وقمر میآید+++وارثِ...

(حفیقت)حقیقت , چهره ای خوشرنگ داره*چو با ناحقّ وباطل جنگ دار...

(ازدواج)برترین اندیشه ای که شد نیازِازدواج×(النّکاحُ سنّتی) ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط