{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دل...برای آن که نگیری چه می کنی

ای دل...برای آن که نگیری چه می کنی
با روزگار دوری و دیری چه می کنی

بی اختیار بغض که می گیردت بگو
در خود شکست را نپذیری چه می کنی

با این اتاق تنگ و شب سرد و گور تنگ
تو جای من...جز این که بمیری چه می کنی

ای عشق...ای قدیم ترین زخم روزگار
در گوشه ی دلم سر پیری چه می کنی

دست تو را دوباره بگیرم چه می شود
دست مرا دوباره بگیری چه می کنی...!؟
دیدگاه ها (۶)

ﻧـــــــــــﮕﺮﺍﻥ ﻣﻦ ﻧﺒــــــــــــﺎﺵ ...ﻣﻦ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﻣـــــــــ...

ﻣــــــــــﻦﮔﺎﻫــﯽ...ﻓﻘـــــﻂﺑﺎ ﻳﺎﺩ ﺗﻮ ﻧﻔــــــــــﺲ ﻣﻴﻜﺸﻢﮔﺎ...

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

ماهم همینطور خانم امامی💔ای داغ تاابد روی دلامون سنگینی خواهد...

📚باغ خدا، دست خدا، چوب خدا!مردی در یک باغ درخت خرما را با شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط