خاطرات آن روز نوشته صالی
دیشبفرشتگانقطراتبارانرابهزمینآوردندمنرابهیادشبیاندختکهناممراانکارکردیوباخندهبهیادتانداختمآرینهتنهابارانبلکهتمامثانیههایزندگیامرابابودنتمقایسهمیکنماگرعشقتوبرایمگناهنبودوخداقبولشداشتباتمامبندهگانشبرایعشقتمیجنگیدمتودرمغزمنغیرفراموشیهستیاگردرآسمانهاناممرادرسرنوشتکسیبنویسندآنشبراتاصبحگريهخواهمکردوفریادمیزنمبهسمتآسمانکهناممنمثلروحوقلبمندرسرنوشتاوبایدباشدازدریاخواستمکهبهدمرگمگلههایمکهازخدابهاوکردمبهخدابگویدازآسمانخواستمکهبعدمرگمتمامشبهایکهبااوگریهردمرابهخدابگویدبهزمینگفتمکهبهخدابگویدکهبجایاوتورانوازشکردموازتومیخواهمبرایشبگوییازسیاهچالمرگBTSنجاتمداد
18فوریه2۰۲۵
قلبمرده سکوتسرد .برسدبهدستفردا.