{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز بیماری نمیترسم تو باشی گر پرستارم

ز بیماری نمیترسم تو باشی گر پرستارم
خوشا آندم که در کوی تو من افتاده بیمارم

تو را هر جا که میبینم دلم میلرزد و آندم
به خود میگویم ای عاقل دوباره زار و تبدارم

نگاهت شور میبارد، طبیب درد پنهانی
برای خیره ماندنها دو چشمت کرده اصرارم

به دل بذر محبت را تو میپاشی و میدانم
جوانه میزند عشقت پرم از دوستت دارم

برآیم گه شوی لیلی گهی مثل زلیخایی
و من مانند مجنونی ز عشقت باز سرشارم

اگر چه عاشقت گشتم بدور از چشم و پنهانی
خوشا وقتی که بی پروا ز عشقت پرده بردارم
دیدگاه ها (۱)

هیچ زیبایی روشن تر از یک دل مهربان نمی درخشد✨🌸❤🌱(っ˶´ ˘ `)っ(˶...

❉᭄͜͡l𝐓𝐔𝐑𝐊❉᭄͜͡                    🎶🎶🎵🎵                     سل...

خوب می دانم بعد از "تو"دیگر هیچ وقتآن آدم قبل نخواهم بودنه ا...

اگه دوست داشت چرا رفت؟؟؟چرا باعث اشک چشمت شد؟؟؟چرا باعث دلتن...

هواللهم، في زمنٍ يتباهى فيه الآخرون بالانحلال، امنحني نعمةَ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط