پارت یازده فیک عشق تنفری
پارت یازده فیک عشق تنفری
تا خونه دنبالش دویدم
+آیییییی دلم
¢چیشد خوبی؟
+گرفتمتتتت
¢ا.تی جونم گوه خوردم
+نه دیگه نمیشههههه
و گرفتمش و کلی زدمش
و بعدش رفتیم خونه خودمون و خوابیدم تاااا ساعت پنج
ساعت شیش بیدار شدم و آماده شدم و (میذارم)رفتم سمت در خونه
کوک اومد دنبالم و رفتیم خرید عروسی(فردا عروسیشونه)
و بعدش اومدیم خونه
فردا بیدار شدم و رفتم مدرسه
ویو تو مدرسه
رسیدم که همه یجوری نگاهم کردن(کوک پسر معروف مدرسه هست)و دربارم حرف میزدن
یهو یه چشم قره رفتم که رفتن اونور و رفتم تو کلاس
یهو دیدم همه بهم نگاه کردم یهو سانا اومد طرفم و گفت
~همه فهمیدم قراره با جونگ کوک ازدواج کنی
+آه.....چییییی(تعجب سگی)
یهو کوک اومد طرفمون
+کوکی حالا چیکار کنیم؟
-دیگه فهمیدن کاریش نمیشه کرد مجبوریم بریم باهم و تظاهر کنیم که همو دوست داریم و باهم هستیم
+اوکیه(تو کونش عروسیه)
زنگ تفریح خورد و دست تو دست هم رفتیم تو حیاط
-من میرم دسشویی
+اوکی
کوک رفت و من همونجا موندم منتظرش
یهو کله پوک ها اومدن
×سلام (یه سیلی به ا.ت زد)
+چیکار میکنی؟(عصبی)
×تو ددی منو دزدیدی
+خفه شو بابا
میا اومد یکی دیگه بزنه که کوک جلوش و گرفت و همه گفتن ههههههه
-با بیبی من چیکار داری؟(عصبی)
×سلام دد...(کوک یکی زد تو گوشش
-یبار دیگه به عشق من دست بزنی تضمین نمیکنم زنده بمونی
-بریم بیب؟
+اوممم بریم ددی(دستشو گرفت و رفتن)
چون دیشب خیلی اذیتم میکردیم و نمبخوابیدیم (خونه آقاجونمون)توی آبمون قرص خواب ریختن(انگار دو سالمونه)
و ما خوابمون برد ولی الان بجاش طولانی گذاشتم
لباس کوک و فقط با کت حساب کنین
تا خونه دنبالش دویدم
+آیییییی دلم
¢چیشد خوبی؟
+گرفتمتتتت
¢ا.تی جونم گوه خوردم
+نه دیگه نمیشههههه
و گرفتمش و کلی زدمش
و بعدش رفتیم خونه خودمون و خوابیدم تاااا ساعت پنج
ساعت شیش بیدار شدم و آماده شدم و (میذارم)رفتم سمت در خونه
کوک اومد دنبالم و رفتیم خرید عروسی(فردا عروسیشونه)
و بعدش اومدیم خونه
فردا بیدار شدم و رفتم مدرسه
ویو تو مدرسه
رسیدم که همه یجوری نگاهم کردن(کوک پسر معروف مدرسه هست)و دربارم حرف میزدن
یهو یه چشم قره رفتم که رفتن اونور و رفتم تو کلاس
یهو دیدم همه بهم نگاه کردم یهو سانا اومد طرفم و گفت
~همه فهمیدم قراره با جونگ کوک ازدواج کنی
+آه.....چییییی(تعجب سگی)
یهو کوک اومد طرفمون
+کوکی حالا چیکار کنیم؟
-دیگه فهمیدن کاریش نمیشه کرد مجبوریم بریم باهم و تظاهر کنیم که همو دوست داریم و باهم هستیم
+اوکیه(تو کونش عروسیه)
زنگ تفریح خورد و دست تو دست هم رفتیم تو حیاط
-من میرم دسشویی
+اوکی
کوک رفت و من همونجا موندم منتظرش
یهو کله پوک ها اومدن
×سلام (یه سیلی به ا.ت زد)
+چیکار میکنی؟(عصبی)
×تو ددی منو دزدیدی
+خفه شو بابا
میا اومد یکی دیگه بزنه که کوک جلوش و گرفت و همه گفتن ههههههه
-با بیبی من چیکار داری؟(عصبی)
×سلام دد...(کوک یکی زد تو گوشش
-یبار دیگه به عشق من دست بزنی تضمین نمیکنم زنده بمونی
-بریم بیب؟
+اوممم بریم ددی(دستشو گرفت و رفتن)
چون دیشب خیلی اذیتم میکردیم و نمبخوابیدیم (خونه آقاجونمون)توی آبمون قرص خواب ریختن(انگار دو سالمونه)
و ما خوابمون برد ولی الان بجاش طولانی گذاشتم
لباس کوک و فقط با کت حساب کنین
- ۵.۶k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط