{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی با خیال تو همخونه شد دل

شبی با خیال تو همخونه شد دل
نبودی . ندیدی چه ویرونه شد دل

نبودی . ندیدی پریشونیامو
فقط باد و بارون شنیدن صدامو

غمت سرد و وحشی به ویرونه میزد
دلم با تو خوش بود و پیمونه میزد
دلم با تو خوش بود و پیمونه میزد

نه مرد قلندر . نه آتش پرستم
فقط با خیالت شبا مست مستم

الهی سحر پشت کوهها بمیره
خدا این شبا رو از عاشق نگیره

نه یک شب که هر شب دلم بیقراره
میخواد مثل بارون بباره بباره

شب مرد تنها پر از یاد یاره
پر از گریه تلخ بی اختیاره

شب مرد تنها . شب بی تو مردن
شب غربت و دل به مستی سپردن
دیدگاه ها (۲)

#عشق

#عشق

#عشق

#عشق

برده عمارت جئون

پارت بیست و هشتم

My professor Part:37هر بار که ساعتو نگاه میکردم بیشتر به خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط