{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کـاش من ۅ تو

کـاش من ۅ تو
دوجلد از یک رمان عاشقانه بودیم.
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قفسه های کتابخانه ای روستایی!
گاهی تۅ را
گاهی مـرا،
تنها به سبب
تشدید دلتنگی هایمان
به امانت می بردند.
دیدگاه ها (۱)

چه دوستت دارمهایی را قورت دادم زمانی که چشمهایت را از نگاهم ...

مـے روم اما نمـے پرســـــــــــم ز خویشره ڪجا مـــــنزل ڪجا ...

مثلا باشی...به عشق تو تمام عادتهای دلتنگیم را پشتِ دیوار پای...

کـاش اینجا بودے!همـین کــنار خۅدم.ۅ مـن یادم می رفت کــه خست...

☆-------------------------------------------------------☆MY ...

رمان زیر نور خاموش سئول... ----پیشانی‌مان هنوز به هم تکیه دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط