استعداد هایتان در کجا نهفته است :
استعداد هایتان در کجا نهفته است :
در سال ۱۹۰۴ میلادی یک کشاورز تگزاسی در شرف ورشکستگی بود.
خشکسالی فاجعه آمیز سراسر زمینش را فرا گرفته بود. محصولاتش از بی آبی پزمرده شده و گله های گاو و گوسفند و اسب هایش به بیماری لاعلاجی مبتلا گشته بودند.
او در اوج نا امیدی سرانجام پیشنهاد یک کمپانی عظیم نفتی را که معتقد بود در زمین های او نفت وجود داردرا پذیرفت و قراردادی به امضاء رسید.
بر طبق قرار داد مقرر شده بود آنها با سرمایه کمپانی نفتی پس از برپایی دکل و مته های حفاری در زمین او اقدام به حفر چاه نماییند و اگر نفتی کشف شود از محل سود آن درصد قابل توجهی به او تعلق گیرد.
کشاورز بینوا واقعا چاره دیگری پیش رو نداشت. او شدیدا بدهکار بود و به زحمت می توانست نان بخور و نمیری از زمین خود در آورد.
در کمال تعجب و شور و شعف وصف ناپذیر، چند ماه از عقد قرار داد نگذاشته بود که کشاورز موفق به کشف نفت در زمین خود شد.
در واقع، زیرزمین او سرشار از نفت بود و این در حالی بود که او و خانواده اش از فرط گرسنگی برای کاشت و باروری زمین شان شب و روز جان می کندند.
استعداد و قابلیت های فردی نیز شباهت زیادی به همین چاه نفت دارند. آن ها معمولا در زیر سطح ظاهری قرار دارند و به ویژه در لحظات بدبختی و پریشان حالی منتظر کشف شدن هستند.
من زیر وبم های زندگی را به فصول سال تشبیه می کنم. هیچ فصلی همیشگی نیست.
در زندگی نیز روزهایی برای کاشت، داشت، استراحت و تجدید حیات وجود دارد. زمستان تا ابد طول نمی کشد و اگر امروز مشکلاتی دارید بدانید که بهار هم در پیش است.
مشکلات افراد موفق کم تر از افراد شکست خورده نیست. تنها یک دسته از مردم هستند که هیچ مشکلی ندارند. آن ها که در گورستان خوابیده اند. تفاوت موفقیت و شکست در اتفاقاتی که می افتد نیست، بلکه تفسیر ما از این اتفاقات و عکس العمل ما در برابر حوادث است که این تفاوت را ایجاد می کند.
گل سرخ مظهر زندگی است. خارهایش نمایانگر راه تجربه اند، آزمون ها و زحمت هایی که هر یک از ما برای فهم زیبایی راستین باید تاب آوریم.
در سال ۱۹۰۴ میلادی یک کشاورز تگزاسی در شرف ورشکستگی بود.
خشکسالی فاجعه آمیز سراسر زمینش را فرا گرفته بود. محصولاتش از بی آبی پزمرده شده و گله های گاو و گوسفند و اسب هایش به بیماری لاعلاجی مبتلا گشته بودند.
او در اوج نا امیدی سرانجام پیشنهاد یک کمپانی عظیم نفتی را که معتقد بود در زمین های او نفت وجود داردرا پذیرفت و قراردادی به امضاء رسید.
بر طبق قرار داد مقرر شده بود آنها با سرمایه کمپانی نفتی پس از برپایی دکل و مته های حفاری در زمین او اقدام به حفر چاه نماییند و اگر نفتی کشف شود از محل سود آن درصد قابل توجهی به او تعلق گیرد.
کشاورز بینوا واقعا چاره دیگری پیش رو نداشت. او شدیدا بدهکار بود و به زحمت می توانست نان بخور و نمیری از زمین خود در آورد.
در کمال تعجب و شور و شعف وصف ناپذیر، چند ماه از عقد قرار داد نگذاشته بود که کشاورز موفق به کشف نفت در زمین خود شد.
در واقع، زیرزمین او سرشار از نفت بود و این در حالی بود که او و خانواده اش از فرط گرسنگی برای کاشت و باروری زمین شان شب و روز جان می کندند.
استعداد و قابلیت های فردی نیز شباهت زیادی به همین چاه نفت دارند. آن ها معمولا در زیر سطح ظاهری قرار دارند و به ویژه در لحظات بدبختی و پریشان حالی منتظر کشف شدن هستند.
من زیر وبم های زندگی را به فصول سال تشبیه می کنم. هیچ فصلی همیشگی نیست.
در زندگی نیز روزهایی برای کاشت، داشت، استراحت و تجدید حیات وجود دارد. زمستان تا ابد طول نمی کشد و اگر امروز مشکلاتی دارید بدانید که بهار هم در پیش است.
مشکلات افراد موفق کم تر از افراد شکست خورده نیست. تنها یک دسته از مردم هستند که هیچ مشکلی ندارند. آن ها که در گورستان خوابیده اند. تفاوت موفقیت و شکست در اتفاقاتی که می افتد نیست، بلکه تفسیر ما از این اتفاقات و عکس العمل ما در برابر حوادث است که این تفاوت را ایجاد می کند.
گل سرخ مظهر زندگی است. خارهایش نمایانگر راه تجربه اند، آزمون ها و زحمت هایی که هر یک از ما برای فهم زیبایی راستین باید تاب آوریم.
- ۲.۹k
- ۰۴ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط