{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق شو وگرنه روزی کار این جهان به پایان میرسد بدون

**«عاشق شو، وگرنه روزی کار این جهان به پایان می‌رسد بدون آنکه به هدف زندگی رسیده باشی

- **عاشق شو** یعنی هدف و جوهر زندگی را به عشق و شیدایی پیوند بزن، نه به مال، مقام یا عقل خشک.

- روزی کار جهان سرآید
۱. اگر عاشق نباشی، روزی می‌بینی که زندگی تمام شده و تو هیچ حاصلی از آن نبرده‌ای یعنی پوچی.
۲. گر عاشق شوی، گویی کار دشوار و سرد جهان به پایان می‌رسد؛ عشق همه مشکلات را حل می‌کند و «روزگار» را برای تو آسان می‌کند.

### عظمت این شعر در چیست؟

عظمت این شعر در **سه چیز** خلاصه می‌شود که مستقیماً به پرسش شما پاسخ می‌دهد:

۱. شکستن چارچوب عقل ابزاری
عقل همیشه می‌گوید: محاسبه کن، سود کن، ایمن باش.
اما حافظ و عرفا می‌گویند:
عقل در دایرهٔ هستی سرگردان است،
عشق است که به زندگی جهت و معنا و هدف می‌دهد.
عظمت شعر این است که آدمی را از زندانِ «چراها» به صحرای «چگونه عاشق شدن رها می‌کند.

۲. عشق به عنوان «هدف زندگی» است
عشق یعنی تشنگی برای زیبایی مطلق
(عشق، دلیل آفرینش است «کنت کنزاً مخفیاً...») می‌آید.
عظمتش در این است که به زندگی **معنایی غیر از بقا و لذت** می‌بخشد.
انسان تا عاشق نشود، تنها یک «نقطه» بی‌حرکت است.

۳. در هم شکستن دوگانهٔ عقل و عشق
حافظ نمی‌گوید عقل را رها کن.
می‌گوید عاقلان نقطهٔ پرگارند (محور، ثبات، نظم)، اما عشق است که آن دایرهٔ زیبای هستی را ترسیم می‌کند.
عظمت در **هماهنگی** این دو است:
عقل ماندن می‌دهد، عشق پرواز.
اگر فقط عقل باشی، خشک و حیرانی.
اگر فقط عشق بی‌قید باشی، آواره.
حافظ اما نشان می‌دهد که جان مایه، عشق است و عقل، ابزاری در خدمت آن.

##یک نکتهٔ عرفانی:

در نگاه حافظ و مولانا، **خود خداوند نیز «عاشق»** است.
حدیث قدسی معروف: «دوست داشتم که شناخته شوم، پس خلق را آفریدم».
یعنی جهان محصول «عشق» است، نه محصول «محاسبه».

پس اگر هدف زندگی را «عاشق شدن» بگذارید، یعنی دارید با جریان اصلی آفرینش هماهنگ می‌شوید. و آنوقت «کار جهان» (یعنی سختی‌ها، دوگانگی‌ها، ترس از مرگ) برای شما «سرآید» - تمام می‌شود یا معنا پیدا می‌کند.

سخن پایانی:

عظمت این شعر در آن است که از
**بازیچه بودن انسان با عقلِ کوچک**
دست برمی‌دارد و او را به **نقش اصلی‌اش: عاشق بودن** فرا می‌خواند.
عاشق کسی است که میداند چرا می‌چرخد و به کجا می‌رود، در حالی که عاقلِ بی‌عشق، همچون نقطهٔ پرگار، در حیرت مرکزی خویش گرفتار است و دور خود می چرخد.
عاشق شو تا آزاد شوی.

علی کرمی
دیدگاه ها (۰)

۲۰ اردیبهشت روز شهر زیبای لاهیجان است عروس گیلاناوج زیبایی و...

پویش ملی نه به پلاستیکفایل صوتی اطاق گفتگوی خطرات پلاستیک ها...

می خواهی خوب زندگی کنی؟به آرامش برسی؟خوشبخت شوی؟باید مفهوم ز...

بله تو خود مانع رشد و موفقیت خودت هستی؟دنبال بهانه و توجیه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط