عشق من
عشق من🎀
(پارت ۱۰)
یونگی:سلام
ته: سلام یونگی
کوک:سلام آقای مین
یونگی:زیاد رسمی نباش میتونی شوگا صدام کنی
کوک:باشه
ته:بیا صبحونه بخوریم
یونگی: متاسفم ولی باید برم خونه
ته:چرا؟حالا بعد صبحونه برو
یونگی:همین الانشم مامانم میخواد جرم بده
ته:باشه پس میبینمت
یونگی: همچنین خداحافظ ته و آقای جعون
کوک: خداحافظ
(دید آرا)
تو لیوان تهیونگ یکم از اون ماده کشنده ریختم و رفتم که بدم بهشون
آرا: بفرمایید ارباب
ته:ممنون
داشت میخورد که کوکی گفت
کوک:ته میشه این و امتحان کنی؟
ته:چی هست؟
کوک:پنکیک برای تو درست کردم
ته:مرسی عشقم
کوک: خواهش میکنم
آههههه لعنت بهت بیاد چرا نذاشتی بخوره.فاک فاک فاکککک
آرا:پس شیرتون چی میشه؟
ته:به نظرم خیلی تشنه ای تو بخور جلو چشام
آرا:و..ولی..و..لی
کوک:منتظر چی هستی؟بخور
آرا:چشم ارباب
نباید حرف میزدم...این کشنده ترین سمی بود که تا حالا خریدم حالا چی؟مجبورم.....
کمی ازش خوردم که حالم بد شد ولی طبیعی جلوه دادم
ته:تا آخر بخورش
آرا:چ..چشم
تا آخر خوردم فقط ۱۰ دقیقه زمان دارم
آرا:تا..تا آخر..خوردم
کوک:خوبه..قاتل نگهبانا ببرینش و آنقدر شکنجه اش کنید تا بمیره
آرا:و..ولی من..من قا..تل نیستم
کوک:تو یه قاتلی که سعی داشتی عشقم و جلو چشام بکشی درحالی که خودت الان داری از درد گلو،سر،معده میمیری
آرا:آههه
کوک:زودتر ببرینش نمیخوام ریختشو ببینم
نگهبان:چشم ارباب
•راوی•
نگهبان آرا رو بردن و تا حد مرگ شکنجه اش دادن مثل:شلاق،میله داغ،مشت و لگد و....
آرا بعد از نیم ساعت چشاش سیاهی رفت وقتی هم بردنش دکتر،اون گفت
دکتر:سم خورده
کوک:خوب الان حالش چطوره؟
دکتر: متاسفانه نتونست دووم بیاره و فوت کردن
کوک:یعنی مرد؟
دکتر:بله
•راوی•
روز مراسم خاکسپاری آرا فرا رسید،فقط تهیونگ،جونک کوک،آجوما،مادرش،دوست و دوست پسر سابقش حضور داشتن......
ته:باورم نمیشه اون میخواست من و بکشه؟
کوک:آره ولی حالا خودش مرد
(یک ماه بعد)
(دید ته)
تو این یک ماه اتفاق های زیادی افتاد...مثلا یونگی عاشق جیمین همکار کوک شد،و باهم به آمریکا رفتن...برای مدتی.من بیشتر از قبل عاشق کوک شدم.کوک به خاطر من مافیا بودن رو کنار گذاشت و یه شرکت زد...یه شرکت مد که من عکاس هستم.زندگی خوبی دارم...و راستی فهمیدم پدرم مین هو رو کشته و به زندان رفت...بعد دو روز اعدامش کردن...از زندگیم خیلی راضی هستم...
(پایان)
بچه ها این فیک به پایان رسید امیدوارم ازش خوشتون اومده باشه...
حمایت فراموش نشه خوشگلام💝
فیک بعدی از کدوم شیپ باشه؟
تهکوک،نامجین،یونمین
نظراتتون واسم مهمه پس بهم بگید💞
حمایت کنید✨
(پارت ۱۰)
یونگی:سلام
ته: سلام یونگی
کوک:سلام آقای مین
یونگی:زیاد رسمی نباش میتونی شوگا صدام کنی
کوک:باشه
ته:بیا صبحونه بخوریم
یونگی: متاسفم ولی باید برم خونه
ته:چرا؟حالا بعد صبحونه برو
یونگی:همین الانشم مامانم میخواد جرم بده
ته:باشه پس میبینمت
یونگی: همچنین خداحافظ ته و آقای جعون
کوک: خداحافظ
(دید آرا)
تو لیوان تهیونگ یکم از اون ماده کشنده ریختم و رفتم که بدم بهشون
آرا: بفرمایید ارباب
ته:ممنون
داشت میخورد که کوکی گفت
کوک:ته میشه این و امتحان کنی؟
ته:چی هست؟
کوک:پنکیک برای تو درست کردم
ته:مرسی عشقم
کوک: خواهش میکنم
آههههه لعنت بهت بیاد چرا نذاشتی بخوره.فاک فاک فاکککک
آرا:پس شیرتون چی میشه؟
ته:به نظرم خیلی تشنه ای تو بخور جلو چشام
آرا:و..ولی..و..لی
کوک:منتظر چی هستی؟بخور
آرا:چشم ارباب
نباید حرف میزدم...این کشنده ترین سمی بود که تا حالا خریدم حالا چی؟مجبورم.....
کمی ازش خوردم که حالم بد شد ولی طبیعی جلوه دادم
ته:تا آخر بخورش
آرا:چ..چشم
تا آخر خوردم فقط ۱۰ دقیقه زمان دارم
آرا:تا..تا آخر..خوردم
کوک:خوبه..قاتل نگهبانا ببرینش و آنقدر شکنجه اش کنید تا بمیره
آرا:و..ولی من..من قا..تل نیستم
کوک:تو یه قاتلی که سعی داشتی عشقم و جلو چشام بکشی درحالی که خودت الان داری از درد گلو،سر،معده میمیری
آرا:آههه
کوک:زودتر ببرینش نمیخوام ریختشو ببینم
نگهبان:چشم ارباب
•راوی•
نگهبان آرا رو بردن و تا حد مرگ شکنجه اش دادن مثل:شلاق،میله داغ،مشت و لگد و....
آرا بعد از نیم ساعت چشاش سیاهی رفت وقتی هم بردنش دکتر،اون گفت
دکتر:سم خورده
کوک:خوب الان حالش چطوره؟
دکتر: متاسفانه نتونست دووم بیاره و فوت کردن
کوک:یعنی مرد؟
دکتر:بله
•راوی•
روز مراسم خاکسپاری آرا فرا رسید،فقط تهیونگ،جونک کوک،آجوما،مادرش،دوست و دوست پسر سابقش حضور داشتن......
ته:باورم نمیشه اون میخواست من و بکشه؟
کوک:آره ولی حالا خودش مرد
(یک ماه بعد)
(دید ته)
تو این یک ماه اتفاق های زیادی افتاد...مثلا یونگی عاشق جیمین همکار کوک شد،و باهم به آمریکا رفتن...برای مدتی.من بیشتر از قبل عاشق کوک شدم.کوک به خاطر من مافیا بودن رو کنار گذاشت و یه شرکت زد...یه شرکت مد که من عکاس هستم.زندگی خوبی دارم...و راستی فهمیدم پدرم مین هو رو کشته و به زندان رفت...بعد دو روز اعدامش کردن...از زندگیم خیلی راضی هستم...
(پایان)
بچه ها این فیک به پایان رسید امیدوارم ازش خوشتون اومده باشه...
حمایت فراموش نشه خوشگلام💝
فیک بعدی از کدوم شیپ باشه؟
تهکوک،نامجین،یونمین
نظراتتون واسم مهمه پس بهم بگید💞
حمایت کنید✨
- ۳.۲k
- ۱۱ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط