یک شهر غریب ...
یک شهر غریب ...
من و یک کافه ، قهوه ای تلخ و پکی از سیگار
من و یک خیابان ، نم باران و دست های یخ زده
من و یک خاطره ، یک رنج و یک درد
من و خیالت ، تنهای تنها در این شهر ...
من و یک کافه ، قهوه ای تلخ و پکی از سیگار
من و یک خیابان ، نم باران و دست های یخ زده
من و یک خاطره ، یک رنج و یک درد
من و خیالت ، تنهای تنها در این شهر ...
- ۱.۰k
- ۰۵ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط